|

|

زنان پارس |
نه میشود و نه به صلاح است از پا
نشستن
بيانيهی جمعی از
كنشگران مدنی فارس
هموطنان گرامی!
ايرانيانِ ميراثدار فرهنگی غنی از بن اعصار و ادوار بلند!
در
کشوری که داعيهی پيشرفت و مشارکت در مديريت جهانی دارد،
نمیدانستيم تلاش برای گسترش مدنيت، بالا بردن آگاهی جمعی،
اعاده و ريشهدار کردن حقوق برابر و بسياری از مواردی که علت و
ضامن پيشرفت، مدنيت و تحقق عدالت است، جرم محسوب میشود و
فعالان در اين زمينهها يا بايد اعلام ندامت کنند و دست از
تلاش بکشند يا مجرم شناخته شوند.
در
کشوری که تاريخ صد سالهی آزادیخواهی دارد
...
ادامه
جستوجوی دغدغههای انسانی در شعر
پروين
مرور عادله حسينی
بر اشعار پروين اعتصامی
...
پروين اولين گام رهايی زنان را از چنگال تبعيض و اسارت، کسب علم و دانش
بيان میکند. او برخی از ديدگاههای ناسالم و بیاساس اجتماع را معلول
رفتار زنان دانسته و تقليد و پرداختن به ظواهر را دام و فتنه بر
میشمارد:
بهر زن تقليد تيه فتنه و دام بلاست
زيرک آن زن کو رهاش اين راه ظلمانی نبود
ارزش پوشنده کفش و جامه را ارزنده کرد
قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود
از زر و زيور چه سود آنجا که نادان است زن
زيور و زر پردهپوش عيب نادانی نبود
...
ادامه
|
|
|
همهی پسرهای فريدون، بخش دوم
بخش
پايانی از يك مقاله در واكاوی فرهنگ كهن ايرانی، نوشتهی محمود كوير
ثعالبی از حق انتقال سلطنت از پدر به پسر بزرگتر دفاع میکند و میگويد که
فريدون اشتباه کرد:
«دست به عملی غير عادی برای شاهان زد و از روی هوا رفتار کرد و
نه از روی عقل. پسر کوچکتر را بر پسران بزرگتر برتر شمرد و
ثمرهی تلخ آن را چشيد و شاهد پیآمدهای شوم خطايش شد.»
به اين ترتيب، ايرج فردوسی با ايرج تبری و ثعالبی يکی نيست و
سيمای پسر او منوچهر هم که به شاهی مینشيند، يکی نيست. در
شاهنامه منوچهر فرزند ايرج از يک کنيزک است. او در زمانی که
هنوز نيايَش، فريدون، شاه است، به جنگ سلم و تور میرود. بر
آنان پيروز میشود. ستايش سپاه و بزرگان را بر میانگيزد و
سزاواری خود را به شاهی نشان میدهد
...
ادامه
|
|
رفتن از پشت چراغ قرمز و تولد در
زايشگاه
سه داستانك از
انسيه سياوش
1
مرد کنج دو ديوار ايستاده بود و صدای چکيدن آب روی زمين شنيده میشد.
روی ديوار سمت راست با قلم درشت نوشته بود: «برای سلامت و حفظ پاکی،
خودمان پيشقدم باشيم.»
داشت زيپ شلوارش را بالا میکشيد و کمربندش را میبست. به ديوار نگاه
کرد و به مرد راننده که تهماندهی سيباش را از شيشهی ماشين بيرون
میانداخت، گفت: "روشن کنيم بريم."
...
ادامه
رنگ كلمه: آثاری از
دو شاعر
آثاری
از
مريم ت.
و
عطاءالله آشتيانی
را
بخوانيد
هايكوهای ايرانی
بيستويك قطعهی
جديد از
سيدمحمد صدرالغروی
1
باران پاييزی
تلألوی حيرتآور خورشيد
رنگينکمان!
2
آن روزها و شبهای بیقرار
جلوهی غريبِ
نهانیترين احساسات ...
ادامه
تو هستی، شعر هست و هيچ كوچهيی
بنبست نيست
ده هايكو از بهروز
پورعلی
1
چه سخت میگذرند
دقيقهها
شعر پيدا نيست
2
چه زيباست انسان
وقتی سکوت میکند
در هياهوی اين همه هيچ ...
ادامه
|
چهقدر بلند بود درختی كه تو از
آن آويخته بودی
طرحها و عكسهای
انسيه سياوش
چهقدر بلند بود درختی
که تو از آن آويخته بودی
اين همه سبک شدهای!
باد میآيد و تو را تکان میدهد!
-
نمیشنوم
-
بلندتر بگو
-
هان، تو مردهای ...
پس چرا مرا اشکی نيست؟ ...
ادامه
|
|
به گرمی آفتاب و دلداری آسمان
دل نمیبندم
شش يادداشت از مريم ابوالحسنی
- کی میتوانم روی ابرها راه بروم؟
- نمیشود.
- چرا، من شجاعام.
- همه چيز شجاعت نيست. اين کار محال است، نمیبينی؟
- چرا؟ ابرها ساکناند! شايد فرصتی برای من باشد ...
ادامه
|