سال هفتم

15 شهریور 1388

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

گالری - بوفه

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

خوراك خبری «فروغ»

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1388

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Review on the Selection of Poems by I. Dianush, by A. Ejabati A Selection of Short Notes by Ensieh Siavash

 

در ادامه‌ی زيبايی‌شناسی شكنجه

نقد محمد هادی پورابراهيم بر مقاله‌ی «زيبايی‌شناسی شکنجه» نوشته‌ی صالح تسبيحی

در مقاله‌ی زيبايی‌شناسی خشونت آمده: «هم‌چنان که جسميت دادن به خيالات به عنوان مشخصه‌ی فرهنگی - تاريخی در روح هر ايرانی وجود دارد و در بيش‌تر کاشی‌کاری‌های پرشکوه مساجد و معماری‌ها، شعر سنتی و موسيقی موزون خودنمايی می‌کند، خشونت نيز به عنوان خصيصه‌یی فرهنگی که ريشه در تاريخ دارد، اکنون جزء جدايی‌ناپذير روان هر ايرانی‌ست.» و اشاره شده به اين: «خشونت با انسان زاده می‌شود. هوای عفن و آب متعفن رحم و حتا به عقب‌تر اگر باز گرديم خشونتی که در عمل جنسی‌ست همه با نطفه شکل می‌گيرد و جنين غوطه‌ور در خون و لجن با هم‌زاد خود به دنيا می‌آيد.» قبل از هر چيز بايد گفت که بررسی، تجزيه و تحليل علل رفتار انسان نياز به بازبينی انسان در سپهر انديشه و تاريخ انسانی دارد، نه سپهر انديشه و تاريخ ايرانی. خشونت يک نوع رفتار انسان است که تنها به انسان ايرانی محدود نمی‌شود. اين سپهر آن گاه محدودتر می‌شود که رفتار انسانی را در سپهر انديشه‌ی مذهبی تجزيه و تحليل کنيم. «هوای عفن و آب متعفن رحم» که نشانه‌يی‌ست از اين انديشه و برگرفته از حکايت هميشه‌گی اين سپهر که انسان از آبی منفور و بدبو، «منی»، خلق می‌شود ... ادامه

 

از سیاه تو تا سبز ما

چند نوشتهی کوتاه در ادامهی هم از انسيه سياوش

۱

بشقاب‌ها را روی هم چيد، کف دست‌اش کمی گز گز کرد. پشت بشقاب لکه‌ی بزرگی بود سبز رنگ. به کف دست‌اش نگاه کرد. زبان سبز بزرگی بشقاب‌ها را می‌ليسيد.

 

۲

در را بست. چراغ را روشن کرد و با دست به لبه‌ی لوستر ضربه زد. نور روی کف و ديوار اتاق بالا و پايين می‌رفت. نور روی صورت زن متمرکز شد.

مرد بالای سرش ايستاد. زن با چشمان سبزش به او خيره شد. چکمه‌اش را بلند کرد و روی صورت زن گذاشت و به انگشتان برهنه‌ی پای زن خيره شد.

دست‌اش را بالا برد و به لوستر ضربه زد.

نور حرکت انگشتان پای زن را نشان داد. به صورت‌اش نگاه کرد. صورت زن در خون، پر از لب‌خند بود. نور روی چکمه‌های سياه متوقف شد.

در باز شد و چراغ‌ها همه خاموش شدند ... ادامه

 

جنبش سبز هم صاحب کتاب شعر شد

مروری بر کتاب مشق کلنجار سرودهی ايليا ديانوش، علیرضا جابتی

اول از آن‌ رو که با اين تيتر دردسری برای مجموعه‌ی شعر «مشق کلنجار» و شاعر آن درست نکنم، گفته باشم که اين کتاب همان‌طور که در مطلع آن ذکر شده، اشعار «ايليا ديانوش» تا سال ۱۳۸۶ است و کتابی را که از مرداد ۱۳۸۶ قريب به دو سال در انتظار کسب مجوز انتشار به سر برده است، نمی‌توان متهم به کودتای مخملی در مرداد ۱۳۸۸ کرد! اما می‌خواهم بگويم «فروغ فرخ‌زاد» چه بسيار درست گفته بود که «شاعر بايد حساسيتی داشته باشد که ايجادکننده‌ی رابطه با تمام لحظه‌های صميمانه‌ی تمام زنده‌گی‌های تمام مردم آينده باشد.» ... ادامه

 

روسری آبی، روسری مشکی و شال بزرگ قرمز

چهار داستانك از انسيه سياوش

1

مرد کوله را روی شانه‌اش جابه‌جا کرد و به روسری آبی نگاهی کرد.

آبی گفت: «اين نيز بگذرد دکتر جان!»

روسری مشکی از پشت فرمان اتومبيل گفت: «چشم انتظاری سخته. مادر نيستين تا معنی‌شو از نگاه مادرتون بخونيد دکتر.»

مرد در پارکينگ را جلو کشيد و آبی قفل‌اش را انداخت. به دختر نگاهی کردم و گفت: «کمی حرف بزن!»

مشکی از داخل ماشين گفت: «از چشم ... از چشم همه چيزو می‌شه خوند.» ... ادامه

 

رنگ كلمه: آثاری از پنج شاعر

آثاری از

محمود کوير، ايليا ديانوش،

شاپور احمدی،

عطاءالله آشتيانی و بهروز پورعلی را بخوانيد

 

هايكوهای ايرانی

هفت قطعه‌ی جديد از سيدمحمد صدرالغروی

1

راه به بن‌بست می‌رسد

دنيای فرسوده

تلی از خاکستر

 

۲

آهنگ گله‌آميز

صدای شکسته

سمفونی نابودی زنده‌گي ... ادامه

 

به چشمهايت که خيره میشوم

چند طرح از آيه

قسم به بادبادک‌مان

            که بال‌هايش را با صمغ صنوبر چسبانديم

ديگر هيچ کودکی پرواز را نخواهد فهميد

قسم به دوازده رنگ مدادهايمان

            که رنگی جز قرمز خونين نمانده است ... ادامه

 

پيرمرد و پيرزن

چند يادداشت از مريم ابوالحسنی

آن زير پل را می‌بينی؟ آن زير يک پيرمرد خوابيده است. هميشه اخم می‌کند و زياد هم حوصله ندارد، يعنی چه بگويم، خوب، هميشه خواب است. آن روز که دخترک از زير پل رد شد، پيرمرد يک گوشه در خودش جمع شده بود. دخترک نزديک رفت و گفت: «فردا در محله جشن است، گفتم شايد بخواهيد بياييد.»

پيرمرد بيش‌تر در خودش فرو رفت و گفت: «به اين روزهای تکراری عادت کرده‌ام، روزهايم هميشه همين است و تغيير هم نمی‌کند.»

دخترک بدون اين که به حرف پيرمرد توجه کند ... ادامه

 
 
 

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   انديشه و نگاه انتقادی

در ادامه‌ی زيبايی‌شناسی شكنجه

   لحظه‌های الآن

از سیاه تو تا سبز ما

   معرفی كتاب و ادبيات داستانی

جنبش سبز هم صاحب کتاب شعر شد

روسری آبی، روسری مشکی و شال بزرگ قرمز

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از پنج شاعر

هايكوهای ايرانی

به چشمهايت که خيره میشوم

   كودكانه

پيرمرد و پيرزن

 

 

 

 

خوراك خبری «فروغ»

می‌توانيد با افزودن پرونده‌ی «خوراك خبری مجله» (يا همان RSS مجله) به برنامه‌های خبرخوانی كه از آن‌ها استفاده می‌كنيد، از روزآمدی مجله و عناوين

منتشرشده در آن به طور خودكار آگاه شويد.

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 16 و 17 (تير و مرداد 1388)

- شماره‌های 13 تا 15 (آبان، آذر و دی 1387)

- شماره‌های 11 و 12 (شهريور و مهر 1387)

- شماره‌های 9 و 10 (تير و مرداد 1387)

- شماره‌های 7 و 8 (اردی‌بهشت و خرداد 1387)

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)