سال هفتم

29 شهريور 1388

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

گالری - بوفه

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

حميد شريف‌نيا

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1388

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

فراسوی واژه‌ها: نگاهی به شعرهای ترانه جوان‌بخت

حميد شريف‌نيا

 

«وقتی كه بودن وقت صيادم»، «شهر شعر تبعيدی ندارد»

ترانه جوان‌بخت، مجموعه‌های شعر،

نشر آروين، 1384

 

هويت اجرايی شاعر در تسخير واژه و تمکين فضا امر بديهی‌ست. آن‌چه پارادايمی از يک شعر تلقی می‌شود، تنها از طريق رفتار آنارشيستی و بيان ترديدها و دل‌هره‌ها نيست و شايد به‌تر باشد اين سخن کلی را تعميم به هر متن هنری بدهم. آن‌چه از ون‌گوک نقاش می‌سازد، بيان دقيق تصوير ميزی نيست که عده‌يی به دور آن در حال خوردن سيب زمينی هستند، بل‌که حس و تأثير نگاه‌اش بر پديده‌ی «سيب زمينی خورها»است. «گريس» نيز در فيلم داگ‌ويل به بی‌ثباتی رفتارهای انسان‌ها و به سخره گرفتن اخلاق می‌پردازد، آن‌جا که حتا مُبلغ و فيلسوف‌اش هم به اين نتيجه می‌رسد که از ديگر مردهای آن ده چيزی کم ندارد که نتواند از گريس سوء استفاده کند. آن‌چه آن‌ها را به تباهی می‌کشد رفتار باطنی آن‌هاست و عدم توازنی که بين فاصله‌ی جلوه‌گری حيات و اجرای نقش در متنی صريح آشکار می‌شود. در قبال شعر اما، شاعر وظيفه‌يی چند گانه و شگرف بازی می‌کند. آن‌جا که واژه‌يی تنها در حال پوسيدن و مرگ است به شعر کشانده می‌شود و نفس مسيحايی شاعر آن را بازنمايی و باز تعريف می‌کند. من با نظر سارتر که بيان می‌دارد: «شاعران تن به استعمال زبان نمی‌دهند و آن را چون وسيله‌يی به کار نمی‌برند» موافق هستم. نيرويی که در زبان وجود دارد جريان قوی و اصيلی را می‌آفريند که زايش فضا حاصل برخورد عمل‌کردی (پراتيک) آن‌هاست. بنا بر اين آشکارسازی بينامتنی کلام و رهاسازی آن‌ها از ارواح مرسوم نقطه عطفی در تمام آثار بزرگ است.

اين پيش‌بيان مرا برا آن داشت تا با نگاهی خاص به دو کتاب شعر «وقتی که بدون وقت صيادم» و «شهر شعر تبعيدی ندارد» از ترانه جوان‌بخت، چاپ انتشارات آروين (۱۳۸۴) بپردازم.

ترانه جوان‌بخت در مقدمه‌ی کتاب «وقتی که بدون وقت صيادم» تأکيد می‌کند که با شعرها نقبی به نقاشی می‌زند و راه تازه‌يی برای ترسيم شعر پيش می‌گيرد، حتا خودش نيز اذعان دارد که شعر فراسوی واژه‌هاست (ص 4). شاعر با فلسفه‌يی ذاتی هنر مخاطب خود را مواجه می‌سازد، تکليف خودش را همان ابتدا به دست خواننده می‌دهد و اعتراف به فراتر بودن شعر از آن‌چه هست می‌کند. در اين کتاب جوان‌بخت حول موتيف‌هايی چون: دار، قتل، شعر، واژه و ... دائم پرسه می‌زند و تلاشی جهت راه‌يابی به امکانات زبانی می‌كند. زبان را رها نمی‌کند تا هنجارهای تازه را تجربه کند. ذاتا و ناخودآگاه پای فلسفه‌هايش را به ميان می‌کشد و تلاش می‌کند از انواع امکانات‌اش بهره جويد تا به تصويرهای فلسفی خود رنگ دهد.

بخش‌هايی از اين کتاب را که در صفحات هفت و هشت آمده، بيش‌تر می‌پسندم و برای من خلق تصوير و فضايی آشنا می‌کند:

من به سيگار تو فکر می‌کردم

تو به نقاشی من

تا ستون دردهای هنوز نکشيده.

ترانه جوان‌بخت در پی يافتن پويايی کلام است. خلق موقعيت، گذار به جنبه‌های زنده‌گی روزمره‌ی اجتماعی، بيان زبانی گسيخته، ساخت ابعاد دستوری از ابعاد ديگر. مثلا در صفحه‌ی 56 کتاب «شهر شعر تبعيدی ندارد» می‌نويسد: «پلنگ پلنگيده بود» و يا در صفحه‌ی 5۸ : «دوزخيد / سنگيد»!

تصاوير در مجموعه کارهای ترانه جوان‌بخت از عناصر و ابزارهای روزمره‌ی زنده‌گی گرفته شده اند. در واقع پديده‌های نوظهور عناصر خيال او را متبلور می‌کند. در شعر صفحه‌ی 52 از کتاب «شهر شعر تبعيدی ندارد» با کلام روزمره حکايتی با مفاهيم «جامعيت تجربه» را به خواننده القا می‌کند. جوان‌بخت آن‌قدر در پی يافتن تجربه‌های نو تلاش می‌کند که واقعيت ذهنی تخيل خود را در بازی‌های زبانی و تصويرسازی‌های خود به سطرهای گفت‌وگوی دو طرفه بدل می‌کند. اين گفت‌وگوهای دو طرفه ذاتا ماهيت اجتماعی دارند و در ژرفای خود به مضامين عينی و عمومی مردمی می‌پردازند. تلاش جهت هنجارگريزی، نوگرايی، تغيير لحن نوشتاری به کلام روزمره، اپيزودهای پی در پی کلامی از ديگر ويژه‌گی‌های شعرهای اوست.

شاعر تجربه‌های پخته‌تری در زمينه‌ی شعر ارائه کرده است و در شعرهای جديدش تصاوير ملايم‌تر و بدون در نظر گرفتن تلاش‌های ابراز وجود گرايانه بيان می‌شوند. اگر چه برای هر شاعری گذر از گذار امری واجب است و شاعری نبوده که مدعی باشد اين مرحله را برای رسيدن به ثبات طی نکرده است. ترانه جوان‌بخت جزء شاعران نسل زن ام‌روز من است که باری نه تنها شاعرانه بر دوش دارد که از بعد زنانه‌گی وظيفه‌يی بس مهم از زنان کشور من را بر دوش گذارده است. ترانه جوان‌بخت شاعر نسل شرقی من است آن‌جا که به زيبايی می‌گويد:

تا زنی

که زن بودن‌اش را

به سپيده ترجيح می‌دهد.

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «162»

 

   لحظه‌های الآن

افسرده‌گی پس از انتخابات

   انجمن قلم

توی تاكسی

دهان گشادش

اصول پنج گانه‌ی موفقيت

   فرهنگ و ادب برای هميشه

بر سر كوی قلندری

   معرفی كتاب و ادبيات داستانی

فال قهوه

فراسوی واژه‌ها

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از سه شاعر

هايكوهای ايرانی

   كودكانه

لطفا آخرين لالايی را برای‌ام بخوان