|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: آثاری از سه شاعر آثاری از انسيه سياوش، مهرداد شهابی و عطاءالله آشتيانی
انسيه سياوش
1 شکافتم سينهام را قلبی از آن تو رگهايم بريدم خونی روان از آن تو درختمان اگر سبزتر چه باک از اين بها جان
2 تبر میزنی بريدن کار دستان سياه درخت میسوزانی قلم میشکنی نفرت میکاری نمیدانی چادر سياه شب غرق ستارهگان است
3 ندايی در منها سهرابی در ما به رسم رستمها فرزندکشی چشم بايد در سر حق بايد در دل و ديدن شنيدن سختترين دردهاست ضحاکها
مهرداد شهابی
طبق يه رسم کهنه، تا بوده بعدِ بارون مردم که خسته بودن از ظلمتِ خيابون با يادِ لالههای پاکی که تو بهشتان اسم ِ شهيدِ شهرُ با سرخ مینوشتن حرمت گرفته اين شهر از خونِ بچههاشُ بايد طلا بگيرن اِسمای کوچههاشُ مردم اگر چه خستهان اميده تو نگاشون رويای سبز دارن، خونه اگه دلاشون همسايههای اين شهر، همخونههای دردن با آبِ روی لاله سروا رو سبز کردن حالا که قبل ِ بارون چشمای کوچه خيسن اسم شهيدِ شهرُ با سبز مینويسن
عطاءالله آشتيانی
عجيب غريب واژهگانی گمناماند در برابرت در خلوت حضور توصيف ناياب میشود آتش عطش ظهور تو زمان را جرعه جرعه تسخير میکند میترسم هنگام آمدنات چکه چکه تمام شوم ديوانهوار تا آمدنات زير رگبار واژهها میمانم ای درستترين عجيب ای بکرترين غريب
|
|