سال هفتم

26 مهر 1388

 

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

گالری - بوفه

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

خوراك خبری «فروغ»

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1388

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

 

نقيضه‌يی بر خودم

يادداشت صالح تسبيحی بر تمام نوشته‌های «زيبايی‌شناسی خشونت»

شهاب جان!

بچه‌های نويسنده و خواننده‌های فهيم «فروغ»!

هنگامی که متن بلند «زيبايی‌شناسی خشونت» را آغاز کردم، تمام مصداق‌های فرهنگی خشن و بی‌هويت که تمام بنيان‌های خود را بر اساس خشونت استوار می‌سازد به عنوان خميره گرفتم و از قضا، به خيابان هم که می رفتم، به سفر يا حتا به ميهمانی و در جمع دوستان هم نشانه‌های اين تمايل به خشونت را می‌جستم و چه بسا همواره يابنده بودم. در آن اوقات اين نکته را اساس و بنيان نوشته‌ام گرفتم که خشونت مهم‌ترين و نخستين واکنشی‌ست که فرهنگ عمومی ما انتخاب و از آن برای بسياری از امور به عنوان راه حل استفاده می‌كند. و همه‌ی آن‌چه نوشته‌ام و شما خوانده‌ايد و می‌دانيد. در آن روزها اما البته نمی‌دانستم از طوفان روزگاران چه سيلی‌يی خواهم خورد و جهان، انگشت اشاره و آموزه‌اش را چه بلند و با شکوه به سويم خواهد گرفت و نمی‌دانستم که کم‌تر از يک سال پای دست‌گاه خواهم نشست و نقيضه‌يی بر حرف‌هايم خواهم افزود ... ادامه

 

 

 

راه دور نرگس و نور، بخش نخست

به ياد «حافظ»، نگاه و قلم محمود كوير

آه! آه سياه!

آهو! آهوی سياه!

آه و آهو و ماه، ماه سياه!

دود کبود درد

زخمه‌های زخم بر رگ رگ جان

شولای درد بر پشت و تسمه‌ی ستم بر پيشانی

دست حسرت بر زانو و سر در حصار بازو

با خود می‌مويم: آب حيوان تيره‌گون شد، خضر فرخ‌پی کجاست؟

گل بگشت از رنگ خود، باد بهاران را چه شد؟

صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست. عندليبان را چه پيش آمد، هزاران را چه شد؟ ... ادامه

 

 

 

 

يك‌شنبه مثل عبور از صحراست

معرفی يك كتاب از نگاه شادی بيان

ژان دومینیک بوبی، سردبیر مجله‌ی مُد «فرنچ ال» کسی که با طعم ناکامی بی‌گانه است، بعد از یک سکته‌ی مغزی ناگهانی، خود را کاملا فلج و لال می‌یابد، در حالی كه تنها قادر است پلک یک چشم خود را حرکت دهد.

«به مدت نيم ساعت، صدای زنگ خطر دست‌گاهی كه ورود غذای مرا تنظيم می‌كند به صدا درآمده و گويی هيچ كس در اطراف‌ام زنده نيست تا به دادم برسد. نوار چسب روی پلك راست‌ام با عرق صورت‌ام باز شده و مژه‌ی چشم‌ام به طور غير قابل تحمل، مردمك چشم مرا خراش می‌دهد ...

لوله‌ی ادرار من از بدن‌ام جدا شده و زيرم كاملا خيس شده است. در انتظار كمك هستم و در دل‌ام آهنگ هنری سالوادور را می‌خوانم كه در آن می‌گويد: "بچه! ناراحت نباش! همه چيز درست می‌شود." ...

يك‌شنبه مثل عبور از يك صحراست و تنها چشمه‌يی كه در سر راه است، ابر خيسی‌ست كه بر بدن‌ام می‌كشند تا مرا تا اندازه‌يی تميز كنند.» ... ادامه

 

برق كفش‌ها، اس‌ام‌اس‌های تازه و يك انتخاب

داستانی كوتاه از انسيه سياوش

بيدار شد، موبايل‌اش را از کنار تخت برداشت. دو تا اس‌ام‌اس داشت. نگاهی به صفحه‌ی موبايل‌اش کرد، نفس عميقی کشيد و موبايل را زير بالش فرو برد.

هفته‌ی پيش با همين اسم‌ام‌اس‌ها خودش شروع کرده بود. رقص طولانی آن شب و سرخوشی نگاه‌ها، انرژی مضاعفی بود که بيدارش نگه داشته بود.

نگاه‌اش روی پرده‌ی پنجره‌ی اتاق‌اش ثابت ماند، باد جابه‌جايی را در پرده ايجاد می‌کرد، رقصيدن پرده بين نور و تاريکی اتاق. رقصيدن بدنی نيمه برهنه بين نورهای قرمز و سفيد. رقصيدن داخل سالنی پر از تاريکی و شمع‌های روشن. ثابت بودن نگاه‌ها ... ادامه

 

رنگ كلمه: آثاری از چهار شاعر

آثاری از

شاپور احمدی، سهروز پورعلی، مهرداد شهابی

و عطاءالله آشتيانی را بخوانيد

 

هايكوهای ايرانی

هفت قطعه‌ی جديد از سيدمحمد صدرالغروی

1

چمدان‌های سفر
کتابی ناگشوده
طرح داستان زنده‌گی

 

۲

شب‌ها در تاريکی و تنهايی
روشنايی لغزنده‌ی شمع‌ها
و قطره‌های اشک
 ... ادامه

 

 

 

دو كار

دو نقاشی از ترانه جوان‌بخت

بدون هيچ شرحی دو كار را از اين هنرمند ببينيد

... ادامه

 

 

 

 
 
 

 

فهرست كوتاهِ مطالب اين شماره:

   انديشه و نگاه انتقادی

نقيضه‌يی بر خودم

   ê فرهنگ و ادب برای هميشه

راه دور نرگس و نور، بخش نخست

   معرفی كتاب و ادبيات داستانی

يك‌شنبه مثل عبور از صحراست

برق كفش‌ها، اس‌ام‌اس‌های تازه و يك انتخاب

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: آثاری از چهار شاعر

هايكوهای ايرانی

   ê هنرهای تصويری

دو كار

 

دارم هشت ساله می‌شوم

تصوير برگِ نخستِ اولين شماره‌ی «فروغ»

مهر كه تمام بشود، دومين ماه پاييز كه بيايد،

اولين روز آن، يادآور زمانی‌ست كه حلقه‌ی اوليه‌ی فروغی‌ها، نخستين يادداشت‌هايشان را

در خانه‌يی در اينترنت به نام «فروغ» منتشر كردند.

رضا از «جست‌وجوی مهر» نوشت، پژمان از «تنهايی، عشق، اراده» و شهاب به «خواب، خيال، خاطره» مشغول شد.

از آن روز، كم‌كم هفت سال تمام است كه می‌گذرد.

«فروغ» دارد هشت ساله می‌شود.

 

هم‌زمان با اين تولد، شماره‌ی جديد نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی فروغ نيز ويژه‌ی ماه‌های شهريور و مهر 1388 منتشر شده است. از طريق پيوندهای تعبيه شده در پايين همين ستون می‌تتوانيد نسخه‌ی الكترونيكی آن را دريافت كنيد.

 

شماره‌ی بعد «فروغ»، با سعی برای اقدامی متفاوت به بهانه‌ی اين كه بزرگ‌تر می‌شويم، به اندازه‌ی يك سال تجربه و هم‌راهیو  حضور، در روز يك‌شنبه، بيست‌وچهار آبان منتشر می‌شود.

 

 

 

 

خوراك خبری «فروغ»

می‌توانيد با افزودن پرونده‌ی «خوراك خبری مجله» (يا همان RSS مجله) به برنامه‌های خبرخوانی كه از آن‌ها استفاده می‌كنيد، از روزآمدی مجله و عناوين

منتشرشده در آن به طور خودكار آگاه شويد.

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

 

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

 

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌های 18 و 19 (شهريور و مهر 1388)

- شماره‌های 16 و 17 (تير و مرداد 1388)

- شماره‌های 13 تا 15 (آبان، آذر و دی 1387)

- شماره‌های 11 و 12 (شهريور و مهر 1387)

- شماره‌های 9 و 10 (تير و مرداد 1387)

- شماره‌های 7 و 8 (اردی‌بهشت و خرداد 1387)

- شماره‌های 5 و 6 (بهمن و اسفند 1386)

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)