سال هشتم

24 آبان 1388

 

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

گالری - بوفه

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1388

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

برشی از «مكتب ديكتاتورها»

اثری از اينياتسيو سيلونه با ترجمه‌ی مهدی سحابی

 

اشاره:

كتاب «مكتب ديكتاتورها» يك رمان خاص است. خط سير داستانی به آن صورت ندارد، چراكه به صورت چند نشست و برخاست و گفت‌وگوی مفصل ميان سه نفر روايت می‌شود. اين سه نفر، يكی‌شان يك تبعيدی‌ست كه حاكميت ديكتاتوری باعث شده تا جلای وطن كند و دو تای ديگر، يك جوجه‌ديكتاتور آمريكايی و مشاورش هستند. در واقع آقای جوجه ديكتاتور آمده تا از درس‌گفتارهای تومازوی كلبی، همان سياست‌مدار تبعيدی، طرح يك ديكتاتوری را برای آينده‌ی آمريكا بريزد. همين توضيح مختصر گوياست كه اين اثر يك طنز سنگين در دل می‌پرورد.

در آخرين فصل كتاب گفت‌وگو ميان اين سه تن به مقوله‌ی «پای‌گاه مردمی مبتنی بر همه‌پرسی» می‌رسد. در ادامه، بخش‌هايی از اين فصل كتاب را با ترجمه‌ی مهدی سحابی (درگذشته در نوزدهم آبان 1388) می‌خوانيم. (اين ترجمه از مهدی سحابی در سال 1363 نخستين بار به چاپ رسيده است.)

 

تومازوی كلبی: ... مگر نمی‌دانيد كه قدرت می‌تواند به راحتی پای‌گاه مردمی ايجاد كند؟ از اين گذشته، بايد بدانيد كه ره‌بران دموكرات اين توده‌های چند ميليونی را به اطاعت بدون بحث و گفت‌وگو عادت داده بودند.

 

آقای دبليو - جوجه ديكتاتور: ... پس توقع داشتيد كه ره‌بران سياسی پی‌روان خودشان را به تفكرات مستقلانه عادت بدهند؟ اين خلاف منافع آن‌هاست. از اين گذشته، توده جز اطاعت كار ديگری نمی‌تواند بكند.

 

...

 

تومازوی كلبی: نبايد فكر كنيد كه استفاده از زور فقط به مرحله‌ی ابتدايی ديكتاتوری و عمليات انهدام نهادهای مخالف محدود می‌شود. همه‌ی اختلاف نظرها يا تفاوت‌های منافع، ساخته‌گی و مجازی نيست. برای حفظ پای‌گاه حكومت يا دست‌كم برقراری نظم عمومی، تداوم وحشت لازم است ...

 

پرفسور پيك‌آپ - مشاور جوجه‌ديكتاتور: ... تفاوت ميان پای‌گاه مردمی متكی بر آگاهی و اعتقاد افراد و پای‌گاه ناشی از زور و ارعاب، يك تفاوت صرفا فنی‌ست و نيازی به بحث و مداقه ندارد. جنتيله، فيلسوف فاشيست، می‌گفت كه فرق ميان نيروی مادی و نيروی معنوی ناچيز است. هر نيرويی در نهايت نيرويی معنوی‌ست، چون كه هميشه با اراده طرف است. هر مطلبی كه مطرح می‌شود، خواه به صورت وعظ باشد خواه هم‌راه با چماق، تأثير آن فقط می‌تواند اين باشد كه فرد را از درون بر انگيزد و موافقت او را جلب كند ...

 

تومازوی كلبی: اما يك ديكتاتور نوپا نبايد از خودش خيره‌سری نشان بدهد. حتا برای رژيم‌های ديكتاتوری هم مفيد است كه قانونيت و مشروعيت خود را به رخ بكشند، و ام‌روزه تنها مدركی كه برای نشان دادن اين صلاحيت نشان داده می‌شود، «خواست توده‌های مردم» است. البته، می دانيم كه دروغ است، اما رژيم ديكتاتوری به چنين دست‌آويزی نياز دارد ... ديكتاتور ام‌روزی پس از كشتن يا سركوب كردن مخالفان‌اش بايد رژيم خود را به عنوان شكل برتری از دموكراسی، يا حتا تنها دموكراسی واقعی، دموكراسی مستقيم، به رخ بكشد ...

 

***

 

تومازوی كلبی: برای ديكتاتور نوپا سلطه‌ی كامل بر قدرت مهم است، نه شكل قانونی آن. به عبارت ديگر، به‌ترين شكل همان است كه كامل‌ترين و مهم‌ترين نحوه‌ی سلطه را فراهم می‌كند و اين نكته‌يی‌ست كه در تاريخ همه‌ی رژيم‌های توتاليتاريستی مشاهده می‌شود ...آن‌چه گاهی به نظر تزلزل و تناقض فكری می‌رسد، در واقع نشانه‌ی تجربه‌گرايی محتاطانه است. آموزنده‌ترين مثال در زمينه‌ی انتخاب شكل قانونی سلطه بر قدرت را از لنين داريم كه شايد هيچ‌كس در برداشت عملی از قدرت و در بی‌اعتنايی مطلق به اصول و ملاحظات در اين زمينه به پای او نرسد. در سال 1917، لنين ابتدا اعلما كرد كه آماده است تصميمات مجلس مؤسسان را بپذيرد، اما همين كه متوجه شد اقليت اين مجلس با اوست، گفته‌ی خود را زير پا گذاشت. با اقدام تندی مجلس مؤسسان را منجل كرد و شعار «همه‌ی قدرت به دست شوراها» را پيش كشيد. وقتی هم كه متوجه شد نمی‌تواند منشويك‌ها و آنارشيست‌ها را از شواها طرد كند، شوراها را هم منجل كرد و فقط اسمی از آن‌ها را نگه داشت تا به اين وسيله بتواند بر سلطه‌ی مطلق حزب‌اش سرپوش بگذارد.

 

***

 

تومازوی كلبی: تير خلاص هر حزب اپوزيسيونی اين است كه خودش را غير قانونی اعلام كنيد و برنامه‌اش را در برنامه‌ی خودتان بگنجانيد. به اين ترتيب، از چنين حربی هيچ چيز باقی نمی‌ماند ... استالين در مبارزه با تروتسكی اين شيوه را استادانه به كار گرفت. اول او را به داشتن انحراف صنعت‌گرايی متهم كرد و پس از به تبعيد فرستادن او، با عجله‌ی تمام برنامه‌ی او را برای صنعتی كردن كشور در پيش گرفت ...

 

***

 

تومازوی كلبی: ترويج پيشواپرستی كار اصلی وسايل تبليغ و ارتباط جمعی ست كه به انحصار حكومت در می‌آيد. برای اين كه اين وسايل انحصاری وظيفه‌ی خود را به خوبی انجام دهند، لازم است كتاب‌ها و روزنامه‌های خارجی  و مخالف ممنوع باشد و در برنامه‌ی راديوهای خارجی مرتبا خراب‌كاری شود. اما تجربه نشان داده كه به رغم همه‌ی اين تدبيرها و به خاطر سرشت عجيبی كه بشر دارد، اين انحصار نمی‌تواند مانع از بروز اختلا‌هايی در آرای عمومی شود. اختلالاتی كه علت‌های غير قابل پيش‌بينی دارد. در اين صورت نجات رژيم به انحصار وسيله‌ی ديگری بسته‌گی دارد كه همان اسلحه است. كرامول می‌گفت: "نه‌دهم مردم از من متنفرند، اما چه باك! چون فقط آن يك‌دهم باقی‌مانده مسلح اند." اما به هر حال، بديهی‌ست كه ديكتاتوری‌های مطلق هم ابدی نيستند.

 

Ç