|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر آثاری از مهرداد شهابی و عطاءالله آشتيانی
مهرداد شهابی
چشام به قفل قفسه، پاهام ولی گرفته جون بهام نگو نمیرسم به پنجره، به آسمون هوای تازه پيشکشات، فقط میخوام رها بشم برای آب و دونه هم منتاتُ نمیکشم! نگا نکن که جای زخم تازه مونده رو تنام چيزی نمونده ميلههای آهنی رو بشکنم بهام نگو قسمتامه، نگو: "همينه سرنوشت" پشتِ در جهنّمه راهِ رسيدن به بهشت بهام نگو که دست من نمیرسه به آسمون چشام به قفل قفسه، پاهام ولی گرفته جون!
عطاءالله آشتيانی
دختری شعر میخواند گوشام تيز میشود تمام خيابانهای شهر را دنبال تو میگردم به اميد آن که کسی بگويد: سلام برگردم و چشمان قهوهيیات قلبام را سوراخ کند از ويزور دوربينام عکس تمامقدت را در خيال کادر میبندم همه میگويند زيباست دنبال عطرت تا آن طرف شهر رفتهام دختر چشم قهوهيی مجنونوار شبها تا بوق سگ پلهای عابر پياده را بالا و پايين میکنم تا مثل هميشه به دلام پل بزنی عکس میاندازم تا شايد در گوشهی کادرم نشانی از تو باشد رنگی میاندازم تا قهوهيی چشمانات در سياه و سفيد عکس گم نشود حيف! سايهها هم شبيه تو نيستند تا بگويم: هی خانم! ببخشيد، اشتباه کردم کاش میشد از قلبام کلوزآپ میگرفتم میدانم دو چشم قهوهيی آنجا دلام را میلرزاند
|
|