|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: آثاری از دو شاعر آثاری از مريم روشنپروا و عطاءالله آشتيانی
مريم روشنپروا
نمیشود که باران نيايد. و هر چهقدر پرده را بکشی سيلآب شدهام ديگر ... اندازهی آجرهای آن ديوار چشمها را ببندی هم من فريادزنان میميرم.
صبحگاهی ديگر فرمان آتش بده! اين کبوترها درقلب من آرام نمیگيرند انگار ...
عطاءالله آشتيانی
1 يادم نيست از کدام درخت سيب را چيدم دستانام کدام ديوار بیپنجره را لمس کرد چه کسی میداند درد دل به چه دردی میخورد از کدام درخت نشانی بيشه را بايد گرفت شير را بستند در قفس انداختند بيشهی بیشير ... از درخت نشانی آب را گرفتم شاخههايش آسمان را نشانه رفتهاند
دريا را غل و زنجير کنيم آسمان میگريد در يادها خاطرهيی کنيم ساحل میخشکد به آتش بکشيم آسمان سياه میشود اگر به دريا دست نزنيم آب از آب تکان نمیخورد
2 پشت پنجره باران غوغا میکند و در گرمای کنار من تنهايیبخش را آب جاسيگاری ناماش را از دست میدهد و شکوائيهيی مینويسد برای ششهايم در گرماگرم گفتوگو با مايعی که تازه از انجماد بيرون آمده موی تنام سيخ میشود و گونههايم گل آتش گرفته را میماند نه در تصور مداد حجماش میگنجد نه دفتر وزناش را تحمل فرياد میزنم يادم نبود آتش سيگار به آخر رسيده و ششهايم از دودش انباشته خفهام میکند اين سرفههای بیامان جاسيگاری ديگر جای سيگاری ندارد
|
|