سال هشتم

25 بهمن 1388

 

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

گالری - بوفه

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

مريم ابوالحسنی

marak1374

[@] gmail [.] com

و خانه‌ی اينترنتی‌اش:

«An Original Girl»

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1388

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

از غصه‌های مسافر تا راز دنيا

دو نوشته‌ی كوتاه از مريم ابوالحسنی

 

1

و شايد غصه‌های مسافر صبر را با خود هم‌راه کنند و من بمانم و تو در دشت خالی نگاه‌ات
و گله‌های آسمان را جدی نگير! او قبل از آمدن تو ابر‌ها را می‌فشرد و تو را بدرود می‌گفت.
و صدای پايت، هر غصه‌يی را باد هوا می‌کند.
و کاش اين‌قدر زود دل‌ام را بی‌قرار نمی‌کردی و من بار‌ها به خيال صبر‌های دورم حسرت می‌خورم
و زمستان را به ياد تو ورق می‌زنم.
با صبر‌هايم هم‌دست‌ای؟ با اميد رفتن چه طور؟
و دل‌ام را غرق شور و حال کن!
بيا و اين غصه‌ها را دش‌نامی برای زمين کن
و اشک را از دفتر شعر‌ها خط بزن!
اگر بهار هم رسد، باشد تا ما با بهار دل‌مان و تو انس بگيريم
و نام ديگر تو رؤياست.

2

و باز هم او نمی‌تواند
و دنيا رازی دارد که حتا در شاخه‌های برگ برگ شجره‌نامه‌ی نگاه‌ات هم جا نمی‌شود
و می‌شنوم همان صدايی که تو را به دوردست‌ها دعوت می‌کند
و من بی‌حال می‌شوم و دست‌هايم کبود
و تو اين چنين می‌نگری که حتا باد هم در خود می‌پيچد
دروغ می‌گويی باز هم
بگو!

تو را کدامين آسمان آورده
که فکر کردن به تو هم

مرا محروم می‌کند از گريستن
و تو به راستی آرامش می‌دهی‌
و دوست هم‌چون تو و هم‌چون او
و زير اين باران چرا اين‌گونه گريستن
که حتا خورشيد نيز به نفرين نور روی آورده
و من با تو بی تو ام
و در شاخه‌ی نگاه‌ات گل ياس را می‌چينم

 

Ç

 

   آثار شماره‌ی «168»

 

   ياد

كدام‌يك: سالينجر يا قصه‌هايش؟

   كتاب‌خانه

آيا اين تصوير كامل می‌شود؟

   ادبيات ترجمه

مارينا

   طرح ادبی

مرد و زن

از غصه‌های مسافر تا راز دنيا

   تا دل‌تان بخواهد شعر

رنگ كلمه: اثری از يك شاعر