|
|
|
|
||||||||||||||
|
مرگ در آب شعری از اليوت، پارهی چهارم از «خرابستان»* شاپور احمدی
فلباس فينيقايی، دو هفته پس از مرگاش، آوای مرغان دريايی را فراموش کرد و امواج ژرف دريا و سود و زيان را. جريانی در زير دريا زمزمهکنان استخوانهايش را گرد آورد. همچنانکه خيز بر میداشت و میافتاد از مراحل عمر و جوانیاش گذشت و به گردابی در غلتيد. يهود يا نايهود ای کسی که چرخ را میگردانی و به سوی باد مینگری، بيانديش به فلباس، که روزگاری مانند تو خوشاندام و بلندبالا بود.
* the Waste Land
|
|