|
|
|
|
||||||||||||||
|
چند چكه بهار، در چهچههی چلچلهها محمود كوير
نازنين! روزگار قيام سبزهها، طلوع بنفشهها، رستاخيز جان و جهان، بر تو شاد و شاد و خجسته باد! بادا باد بر ميهنمان صلح و آزادی!
شادانه هم شادى كاشىهاى اصفهان هم شراب شيطان نيشابور است، اين بامداد بهارى، كه چكه چكه مىچكد بر بال بنفشهها
بهار آبيدر باران که بودم يک بار چکيدم بر برگهاى يک شقايق در کردستان. حالا سالهاست من و آبيدر با هم بهار مىشويم.
نوروز آمد از پيالهی نورانی نارون درنايی آب مینوشد و باد برایاش تنبوری خوشبو مینوازد.
بهاری اين لاله را کدام خدا با مُشک و می نقاشی کرده است!
|
|