سال دوم، شماره سيزده اردی‌بهشت 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

شنبه بازار در متن و حاشيه

بعد از يك سال: آزيتا، زن رشتی

حقه‌ی كيسی نيكول

تأخر فرهنگی

از آسمان

درد

چشمان‌ات تا هميشه

وصيت نامه

مناجات

دو شعر بی‌عنوان ديگر

ظرف لاجوردی من

 

 

شنبه‌بازار در متن و حاشيه

علی بردبار

 

متن

خريد و فروش! زنده و مرده! همه چيز می‌شود سراغ گرفت: اجناس لاستيكی، مرغ و ماهی! راستی، اين‌جا جان آدمی چه‌قدر شيرين است؟

 

 

حاشيه

در كناره‌ی بازار هم قايقی هست بر آستانه‌ی دريای شمال ... . راستی، در دل اين آب جان آدمی چه‌قدر شيرين است؟

 

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.