|
بازتاب
در اين
صفحه بريدهای از نوشتههايی را که به صورت الكترونيكی
برایمان فرستادهايد، نشر میدهيم. در واقع اين صفحه را شما مینويسيد. فروغ و نويسندهگاناش چه بسا بخشی از نامههايشان را در اينجا
علنی کنند. جدا از آن تلاش میشود تا به تکبهتک نامهها جواب داده
شود.
راستی،
يک عذرخواهی هم بدهکار دوستانی هستيم که جواب فوری به نامههايشان ندادهايم. خودتان میدانيد ديگر! هزار و يک مشغله ... .
ببخشيد!
خبر انتشار نسخهی چاپی
فروغ به صورت ماهنامه انعكاس گستردهای يافت كه در ادامه نمونهای از
اين بازتاب را از نامههای رسيده و صفحات وبی اين سو و آن سو مرور
میكنيم. برخی از دوستان و آشنايان سؤالهايی داشتهاند كه میپندارم
اينك پس از انتشار شمارهی صفر ماهنامهی فروغ بتوانند با تورق آن
پاسخ خود را بيابند.
همچنين پيامهای كوتاه
و دوستانهی
بهروز نوعیپور،
رضا حيدری، خبرنامهی
پرسا، نويسندهی
وبمسترنامه و رضا گلستانی را از ياد نمیبريم. :)
از طرفی تبريك و آرزوی
توفيق دوستانهی تحريريهی
روزنامهی شرق را به سادهگی نمیتوان سپاس گفت. رفاقت ويژهی
ماهنامهی دنيای كامپيوتر و ارتباطات را هم كه آدم در همپايیاش
كم میآورد. از طرفی
وبلاگ روابط عمومی نيز در معرفی فروغ لطف بسياری داشته است. نيما
هم كه در پایگاه فرهنگی هنری پندار _ كه شكل و شمايل تازهاش را بايد
به فال نيكی گرفت برای بيداری دوبارهی آن _ حسابی در اين باره غوغا
كرده است.
اينجا را میتوانيد ببينيد.
تولد فروغی ديگر
در فراوانی غروبها وقتی از روزنهای هر چند كوچك سوسوی
كمرنگی هم تو را میخواند، اميدها در دل میپرورانی. فروغی اكر هست،
از ماست، از انديشهی ما. آنچنان كه فروغ گفت:
مینشستم خسته در بستر
خيره در چشمان رؤياها
زورق انديشهام، آرام
می گذشت از مرز دنياها*
تولد فروغ هميشه مبارك است، خصوصا امروز كه فروغی ديگر را
در كنار خود داريم.
* فروغ، مجموعهی اسير، صبر سنگ، تهران، 1324
دكتر مهرداد حاجی ميرعرب
عضو هيأت علمی دانشكدهی علوم سياسی
دانشگاه شهيد بهشتی
از دل فروغیها
از دو خبر دربارهی چاپ و بخش كاغذی فروغ و بازآوری گزينهی لوموند
ديپلماتيك در فروغ بسيار مسرورم.
...
بيژن باران
سلام
اميدوارم حالتون
بهتر
از خوب باشه!
هنوز مطلب جديدتون رو كامل نخوندم تا
نظرم رو
بدم،
اما اومدم كه به شما تبريك بگم.
راستش
طاقت نداشتم تا صبر كنم
ياهو ميلام
بالا بياد و
...
بابت مجلهی
فروغ خيلي خيلي خوشحال
شدم كه ميره
زير چاپ،
اما راستشو
بخواين يه كمي هم دلخورم
چون
دوست
داشتم زودتر بفهمم.
خوب،
شايد كوتاهي از من بوده و كاملا آگاهام
كه
چهقدر
سرتون شلوغه!
به اميد روزي كه به سيب
نقرهاي
برسيد!
سميه مولاورديخانی
شهاب عزيز!
تبريك به خاطر چنين موفقيتی در انتشار
فروغ! اين مرا دچار حس محركی می كند تا برای همكاری پا پيش گذارم. بيش
ترين سعیام را خوهم كرد اگر از يك همكار تنبل بدتان نمیآيد!
چه گونه من می توانم اولين سال فروغ را
مشترك شوم و نفر اول باشم؟
سال خوبی داشته و از كار و زندهگیات
راضی باشی!
با ارادت
فرزاد جاهدی
تكاپو به خاطر
متفاوتترينها
سلام
سال نو شما
مبارك و تبريك به خاطر انتشار فروغ!
منتظر يكی از متفاوتترينها
هستيم.
حدود
شش
ماه قبل كه خبر دريافت مجوز فروغ را شنيدم، خوشحال
شدم از اين جهت كه يكی از نشريات الكترونيكی
پا به عرصهی
نشر سنتی هم گذاشته
است.
اكنون هم كه خبر انتشار آن را خواندم و داستان و ماجرا را
...،
حدس می زنم با يكی از متفاوتترين
نشريات
ماهانهی
هنری و فرهنگی روبرو شويم. نشر انحصاری مطالب لوموند
ديپلماتيك
خود موفقيتی دوصد
چندان است.
در شروع راه با آرزوی موفقيت برای شما و همكارانتان
در فروغ كاغذی و
فروغ ديجيتالی،
دوست دارم بيشتر
از زمينههايی
كه فروغ در
آنها
میخواهد
فعاليت كند،
بدانم
و شايد انديشيدن به همكاری
با فروغ كاغذی.
تعدادی از
دوستان ما در
«تكاپو»
فعاليتهای
تقريبا حرفهای
در مطبوعات انجام دادهاند،
شايد
بتوان زمينه همكاری
با فروغ كاغذی را فراهم كرد.
هادي
نيلي
نشريهی
الكترونيكی
تكاپو
خبری
از سنگك
«فروغ»
را که تا امروز
به صورت دوهفتهنامهی
فرهنگی در اینترنت میدیدیم، در نیمهی
بهار تولدی دیگر داشته و از چند روز پیش
به
صورت ماهنامه
در
دکههای روزنامه فروشی هم قابل دسترسیست.
برای فروغیها
آرزوی موفقیت داریم.
سنگك (وبلاگ مجلهی هفتسنگ)
چشمروشنی آشنا
سلام
سلامی چو بوی خوش آشنايی
... برای اولين بار با نشريهی وزين فروغ آشنا شدم و آن را
بسيار خوب يافتم. به شما تبريك میگويم كه چنين كاری پر ارج را شروع
كردهايد. آفرين بر شما جوانانی كه ستارهگان درخشان فرهنگ كشورمان به
درخشيدن نشستهايد! اين حقير كه همچون پيوسته نگران اين بودم كه ميراث
فرهنگی ما را چه خواهد شد و در اين اوضاع آشفته آيا ميراث هفت هزار
سالهای كه خون دل خوردنهای نياكان دردكشيدهی ما به اينجا
رساندهاند، دچار اضمحلال و افول خواهد شد، ولی چشمام روشن شد به ديدن
آثار شما و خيالام راحت شد كه در گوشه و كنار وطنمان هستند عزيزانی
كه اين شعلهی درخشان را به پيش خواهند برد.
دستتان مريزاد! همتتان والا و پشتيبانتان لطف خدا!
حسن حسينيان
توصيه
به حرفهای شدن
چند دوست
و آشنای ديگر هم با نگاه به محتوای دوهفتهنامهی اينترنتی فروغ و
دربارهی مطالب آن سخنی گفتهاند:
سلام دوستان فروغی من!
داشتم سايت شما را میخواندم و كيف كردم از جديتتان در اين
عرصه، اما كاش كمی حرفهایتر كار كنيد.
قربانتان
يوسف علیخانی
پله پله تا ...
دوستی ایرانی
ساكن اروپا که
مددکار اجتماعیست، در بارهی يادداشتهای «پله پله تا
تماميت» متنی را خطاب به آيدا فرستاده كه عينا چنين است:
مقالههای
شما را مرتب میخوانم. چیزهای جالبی مینویسید. من البته از جو فعلی
ایران خبر ندارم و نمیدانم که خواننده چه فکر میکند. خوب است که شما
این چیزها را مینویسید و به درون انسان میپردازید. در فرهنگ ما
ایرانیان نیاز زیادی به «شفافیت» است، مخصوصا در مورد انسان، رفتار و
احساس فردی، برخوردهای فردی و خلاصه فردیت. ایران و مردم ایران در این
زمینه نیاز زیادی به کار کردن و دانش در بارهاش دارند. این در حالیست
که خودشناسی و درونشناسی در فرهنگ ما ریشهی عمیق دارد، ولی در
زندهگی روزمره گم شده است. البته چه بسا اشتباه کنم! در زمینههای
دیگر که مهم است رابطه با طبیعت، حیوانات، محیط و استفادهی دقیق از
زبان برای بیان احساس، حالت و ...
خلاصه بگویم که بحثهای خوبی را مطرح میکنید، اما خواننده حتما باید
بعد از خواندن مقاله بداند که چه خوانده است و بتواند بهطور مشخص بداند
که مقاله چه گفته است. مهم این است که هر مقاله حتما حتما حتما با امید
باشد، نه امیدی کاذب. مقاله نصیحت نکند، پند ندهد. مگر تمام فیلمهای
تلویزیون ایران نصیحت، پند و اندرز نيستند؟ انتخاب را باید به خواننده
گذاشت. مقاله بهتر است به خواننده امید و زوایای جدید ديد دهد، ذهن خواننده
را بخاراند و تحریک کند، و حتما به خواننده انرژی دهد. امیدوارم که موفق
باشید. ادامه بدهید.
é |