|
اصلاحات ساختاری - 3
مهدی مهدوی
اصلاحطلبان
در طي اين هفت سال كه بر مسند قدرت تكيه زده بودهاند،
دائما
از اصلاحات سياسي سخن راندهاند.
راه
اصلاح امور در كشور را شفافسازي حوزهی
سياست دانسته
و میدانند. به
قول
خودشان قدرت سياسي بايد به مانند
«آكواريوم» آنچه
را
كه
دروناش
ميگذرد،
به خوبي نشان دهد.
در
مقابل جناح محافظهكار،
اصلاح اقتصادي امور را منشاء خير و بركت براي مردم ميداند.
توجه به معيشت مردم،
اقشار
كم درآمد،
كارآفريني و در يك كلام،
شعار «عدالت اقتصادي» را سر ميدهند.
هر دو
گروه رانتها
را نقصي براي نظام ميدانند،
البته يكي رانت سياسي و ديگري رانت اقتصادي
را.
البته
تودهی
مردم بينصيب
از هر دو عدالت اقتصادي و سياسي،
اين تضاد فرسايشي را نظاره ميكنند.
اگر
چه هر دو جناح بخشی از واقعيت را بازگو ميكنند،
اما اين همهی
آن واقعيت نيست.
جامعهشناسان
علاوه بر قدرت
(سياسي) و ثروت
(اقتصادي)،
دو منبع ارزشمند
معرفت
(فرهنگي) و منزلت
(اجتماعي) را هم معرفي ميكنند.1
به
عنوان يكي از شاخصهای معرفت ميتوان
به تعداد كتابخوانها
و روزنامهخوانهاي
يك كشور اشاره كرد.
شمارهگان
كتاب به طور متوسط
دو تا سه
هزار
نسخه است، پرتيراژترين روزنامهی
كشور
(همشهري)
هم حدود
سيصد
هزار
نسخه در روز منتشر ميكند.
اين
در حاليست
كه جمعيت كشور در حدود
هفتاد
ميليون نفر است.
در
بعد منزلت به
«كار و اشتغال» ميتوان
توجه كرد.
اكنون
كه افغانها
در حال مهاجرت به كشور خودشان هستند، بسياري از فرصتهاي
شغلي در حال آزاد شدن است،
اما آيا شما فكر ميكنيد
كه در
بخش اقتصاد تحول عمدهاي
صورت گيرد؟ من كه بعيد ميدانم!
چون افغانها
در كارهاي سخت و دشوار و
از
نظر منزلتي در چشم ايرانيان «پست» مشغول به كار بودهاند.
رفتگري،
حفر
كانالهاي
فاضلآب،
گاز و
برق و تلفن و
...
منزلتي نابرابر در ميان مشاغل كشور توزيع شده است.
كار
«پست» و كار «برتر»!
كار برتر نيز نزد ما پشت ميز نشيني و هر نوع شغليست كه بتوان از آن پول
«مفت»
كسب كرد.
دلالي
موبايل،
ماشين
و خانه و
...
از اين جملهاند.
هنوز
در خاطر دارم در سفري كه به اروپا داشتيم
_
و رضا
زحمت سفرنامهنويسي
آن را در فروغ به عهده گرفته است
_
دختر جوان و زيباروي فرانسوي
را
كه
شغلاش
نظافت سرويسهاي
بهداشتي (به زبان غيررسمي خودمان توالتشويی) يكي از پمپ بنزينهاي
بين راهي بود و با تبسمي دلنشين به
ما كه فكر ميكرد
فرانسوي هستيم با زبان فرانسه سلام و عليك مي كرد
يا ... .
در
غرب نفس كار كردن و انگل نبودن مهم است و نوع كار در درجهی
دوم اهميت دارد.
هر نوع عدالت بايد در چهار حوزهی
فرهنگ و اقتصاد و اجتماع و فرهنگ صورت گيرد.
و
توجه به يك بخش مسألهاي
را حل نميكند.
é |