سال دوم، شماره بيست و چهار خرداد 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگي


 

 

 

در اطراف نقطه‌ی صفر

وب‌لاگ: مفر هويتی

ايران برای همه‌ی ايرانيان

خاطرات ماندنی

از آسمان

تا هفده می‌شمارم

سوراخ فتيله‌های فلسفی

اسبان عاشق

سه شبانه‌ی تنهايی

پنج عاشقانه‌ی غريب

غروب، انتظار، و طلوع

 

 

وب‌لاگ: مفر هويتی

شهاب مباشری

 

وب‌لاگ‌نويسی در ميان ايرانيان بيش‌تر گستره‌ی سنی جوانان را پوشش می‌دهد، جوانانی كه بزرگ‌شده‌ی روزگار پس از انقلاب در ايران هستند.

چرا چنين گشايشی برای بحث خود در نظر گرفتم؟ چه نيازی به بيان و طرح ارتباط وب‌لاگ‌نويسی و انقلاب ايران هست؟

دقيقا به اين خاطر كه قصد صحبت از كاركرد اجتماعی و فرهنگی وب‌لاگ‌نويسی در ميان است و انقلاب در ايران بيش از هر چيز يك تغيير شكل فرهنگی را برای همه‌گان، خواسته و ناخواسته، در پی آورد.

شرايط اجتماعی و فرهنگی ايران بعد از انقلاب چنان بوده كه برخی از آزادی‌های فردی _ فارغ از مشروع يا نامشروع بودن مطابق تعاريف حاكم _ را در دايره‌ی محرمات قانونی می‌بينيم. به اين ترتيب، افراد برای بروز و جواب‌دهی به بخشی از خواسته‌ها و تمايلات ناگزير و ناگريز خود كه مجال بروز و حضور عمومی و علنی نمی‌يابند، در جست‌وجوی خلوت برمی‌آيند.

مصداق ادعايم اين‌هايند:

-         بقچه‌پيچ كردن ويدئوی تی‌سون در دهه‌ی شصت و فيلم‌های بتاماكس،

-         ترانه گوش كردن‌های درون خودروهای با پنجره‌ی كيپ بسته،

-         سينی‌های آنتن‌های ماه‌واره‌ای در پناه كارتن‌ها و حصيرها،

-         فيلم‌بينی‌های شبانه‌ی كذا در محافل دوستانه يا در اتاق‌های در بسته،

-         تماس‌های تلفنی پچ‌پچه‌گر و قرارهای پنهان از ديد خانواده، و ...

باز هم بشمارم؟

به هر حال، همين ويژه‌گی‌های اجتماعی كه حتا به اخلاق و منش خانواده‌گی نيز رخنه كرد، سبب شد تا نسل جوان ايرانی به هويت خردشده‌ی چندگانه‌ای دچار شود، دست‌كم

-         يكی در خانه، نزد پدر و مادر و خويشاوندان،

-         يكی در محل تحصيل و كار رسمی،

-         يكی در ميان آشنايان، دوستان و رفقای شخصی،

-         يكی هم برای خودِ خود.

طبيعی ماجرا تفكيك ناپذيری يكی اول و يكی دوم و با اندكی تسامح يكی سوم است، در حالی كه اين‌جا مرزبندی كاملا مشخصی بين اين يكی‌ها ديده می‌شود كه انكارنشدنی‌ست.

خوب، اين گفتمان هويت‌مدار چه دخلی به وب‌لاگ‌نويسی دارد؟

اين دخل و ارتباط از دو منظر موجه است. اول كه مشخص است عرصه‌ی وب‌لاگ هر چند علنی‌ست و اينك تجربه‌های عينی كشيده شدن ارتباط درونی‌اش را به عالم واقعی شاهد هستيم، اما ابتدا به ساكن مجازی‌ست و كاملا شخصی. از سويی جوان ايرانی به خاطر دلايل متعدد كه اصلی‌ترين‌شان ماهيت انقلابی كه جامعه‌اش را درنورديده هست و سير سريع تطور فن‌آورانه‌ی زمانه‌ای كه در آن زنده‌گی می‌كند، بيش‌تر با رسانه و بستر ارتباط الكترونيكی، ديجيتالی و مجازی انس گرفته است.

به هر روی، وب‌لاگ خلوتی‌ست امن كه صاحب‌اش تا نخواهد شناسايی نمی‌شود. اين حرف با آمد و شد بازديدكننده‌گان تنافری ندارد، چرا كه حتا اگر ديوارهای اتاق امن وب‌لاگ شيشه‌ای باشند، نقاب‌پوشی و حجاب‌گذاری می‌تواند مانع شناسايی شخصيت بيرونی وب‌لاگ‌نويس گردد. البته نبايد از ياد برد كه هر گونه ارائه‌ی نشانه و شاهد صريح و مستقيم از دنيای واقعی و حركت به اين سوی مرز، احتمال لو رفتن و شناسايی كسی را كه پشت اين ديوارها سكنا گزيده، تشديد می‌كند.

بگذرايد تا بازگردم به همان خصيصه‌ی ذاتی وب‌لاگ: خلوتی كه فرد می‌جويد. خلوتی كه می‌تواند عرصه‌ای باشد برای پاسخ به نياز بروز بخش‌های پنهان هويت چندگانه‌ای كه زاييده‌ی زمانه‌ی فرهنگی و اجتماعی‌ست. طبيعی‌ست كه بخش‌های متمايز تحميل شده به هويت فردی، در پی مفری برای خلاصی و قرار باشند، آن بخش يا بخش‌های به پس رانده شده كه تطابق چندانی با عرف حاكم و غالب نداشته يا ندارند، بخش‌هايی مثل انتقادجويی يا مخالفت‌گری با نظريه‌ها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی حاكم در عرصه‌های دين، مذهب، اخلاق و سياست.

ام‌روزه به مدد گسترش اينترنت، تسهيلات نرم‌افزاری و از سوی ديگر، قيام و قعود هم‌راه با دوم خرداد كه تنها دست‌آورد ماندگارش _ در نگاه كلان _ جسارت زبان گشودن است، يكی از مفرها وب‌لاگ است. هر چند ابزارهای اينترنتی ديگری مثل چت يا انجمن‌های مجازی از نوع بی‌بی‌اس‌ها _ كه عمرشان رو به سر آمدن است _ نيز به نحو مشابهی محل بررسی و تأمل‌اند. پس اين تنها بيان يك واقعيت گريزناپذير است كه وب‌لاگ‌نويسی بدل به جريان ادامه‌دار، و نه يك موج گذرا، در نسل جوان ايرانی می‌گردد.

بعد از بازگويی اين عينيت كه چه بسا بسياری چشم بر آن بسته‌‌اند و تمايلی هم به گشودن بر آن نداشته باشند، هر چند مطلقا انكارش نمی‌توان كرد، به كجا می‌رسيم؟ آيا اين واقعيت ناپسند است و ايرادی دارد؟ اگر چنين است چه بايد كرد؟ و همين طور يك پشته سؤال ديگر هم می‌توان رديف كرد تا خرده خرده به‌شان برسيم.

بلی، اين شرايط وضعيت سالمی را نشان نمی‌دهد. نه از آن رو كه فضای جامعه‌ی مجازی مطابق عرف نيست، بلكه از آن رو كه هويت چند پاره محصول شرايط اجتماعی و فرهنگی‌ای‌ست كه رفتار و واكنش غيرمتعارفی را به فرد تحميل می‌كند. آيا نگرانی‌ها‌ی كم و زياد وب‌لاگ‌نويسان نسبت به پنهان نگه داشتن هويت مجازی‌شان از سويی و ميل به تجربه‌‌ی عينی و واقعی دوستی‌ها و آشنايی‌های مجازی، حامل فشار بر ايشان نيست؟ يا دغدغه‌ی حفظ زنده‌گی بر صفحه‌ی وب‌لاگ، آيا فرصتی را برای تعامل‌های كارآمد و گسترده‌تر در دنيای واقعی به خود اختصاص نمی‌دهد؟ ناگفته نماند كه چنين موقعيت اجتماعی و فرهنگی‌ای حتا بر دگرگونی كاركرد وب‌لاگ در اجتماع ايرانيان، متفاوت با كاركردش در مقياس جهانی، تأثير به‌سزايی گذاشته است.

حال چه بايد كرد؟ چاره در محدود كردن راه دست‌رسی به اين خلوت و برچيدن اين بساط است؟ بی‌ترديد مشخص است كه چنين منشی دور از عقل سليم و ابلهانه است كه حتا عذر برخورد از سر ناآشنايی با اين رسانه آن هم در زمانه‌ی مدرن ام‌روز پذيرفته نيست. اصلا بد نيست بازگردم به همان مصداق‌هايی كه پيش‌تر برای ادعايم آوردم:

-         مگر نيست كه اكنون ويدئو در انواع و اقسام از پرمصرف‌ترين وسايل خانه‌گی‌ست؟

-         مگر نمی‌بينيد و نمی‌شنويد واك‌من‌ها، شيشه‌های پايين ماشين‌های در حال گذر و صدای دوبس دوبس ترانه‌های غيرمجاز را؟

-         مگر نقل محافل بسياری نيست بازگويی ديده‌های شبكه‌های متعدد ماه‌واره‌ای در عين ممنوعيت‌های فراگير؟

-         مگر عادی نشده و پذيرفته نيست ارتباطات دوستانه‌ی فرزندان لااقل در سطح تعريف‌شده‌ای كه به همين اندازه هم تا چندی قبل از هر محرمی حرام‌تر و ناپسنديده‌تر بود؟

لب كلام اين كه ايجاد ممنوعيت و محدوديت برای وب‌لاگ‌نويسی و وب‌لاگ‌خوانی اين سفره را بر هم نمی‌زند كه توان چرخ آن برای پيش رفتن بيش از مقاومت جعل قانون‌های غريب است. معقول آن است با كليت وب‌لاگستان كنار بيايند كسانی كه نگران بر باد رفتن حوزه‌های اقتدار سياسی، قدسی و اخلاقی‌شان هستند و اگر اهل هم‌آوردی‌اند، در همين بستر و از منظری برابر حديث خود بازگويند و گره كار را كه در جای ديگری‌ست بگشايند. به‌تر است اجازه داده شود تا در اين عرصه به دور از هيجان و فراز و نشيب‌هايی تب‌آلود، تحركی طبيعی، همان جور كه هست، تجربه شود.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.