سال دوم، شماره هفت تير 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

رنگ‌هاي دورنگي

پناهنده‌گي، داستان سرگشته‌گي يك قوم

لب‌خند زدیم و از کنارِ هم گذشتیم

هشت عاشقانه‌ی آرام

شب آخر

پرنده‌ي بنفش

از آسمان

 

 

هشت عاشقانه‌ی آرام

ايليا ديانوش

 

نظر به عشق

طناز من اي ناز من!

استاد نظرباز من!

 

نگاه‌ام اگرت مقبول نيست

يا چشم‌خانه تهي كنم

يا چشم بر بندم

تا نگاه دل‌خواه‌ات را

بر پلك‌هايم نقش بندي.

 

اما نه اين خواهم كرد و نه آن

كه استاد نظربازي چون توام هست

و اشارات نظر را خواهم آموخت،

استاد نظرباز من!

طناز من اي ناز من!

 

تشهد

تا هميشه مَن‌ات خواهم پرستيد

با هر يكانِ نگاه‌ات.

 

و چه‌ها رفت بر من

وقتي كه عاشق‌ترَك‌ام نگاه كردي

از خوانش شعرم و

به خواهش ديده‌ام.

 

بگذار تنها بنگرم

مرا ديگر

ياراي گفتن نيست.

 

شعرِ نگاه

سروده‌هاي سريع نگاه‌ات را مي‌نگارم.

آهسته‌تر نه!

سبقتِ سرودن خوش‌تر است.

 

هر چند كه چشم

از تعقيبِ اين همه مي‌ماند و

دست

از تقرير اين همه مي‌افتد.

 

خداي من!

چه‌قدر شعر!

 

عاشق‌تر از مرگ

از جنس حبس حرفي در گلو

چهره‌ي مغموم‌ات مرا

احساس مرگ و نبودن است.

 

آن‌يك نحوست سكوت و

اين‌يك نحوست ناتواني‌ست

كه احساس نيستي را در من

هستي مي‌بخشد.

 

به هواي بودن و

به شوق ماندن،

عاشق‌تر از مرگ

توان‌مندانه تو را شاد خواهم كرد

و با سكوتي سنگين

حرف خواهم زد.

 

تهي مكن مرا

من قالب‌ام بي‌تو تهي‌ست

از قالب‌ام بيرون مرو

حتا گاهكي نيز.

 

و غربت آيين و خاك

بي‌تو يأس‌آورتر است.

 

به‌قدر خَلَئي كوچك از نفَس‌ات

خالي‌ام مكن

حتا گاهكي نيز.

 

شعر هستي من

آن‌جا كه شعر هستي‌ام را

با سه واژه سروده‌ام

دفتر قلب من است.

 

آن‌جا تو را من

با سه واژه نوشته‌ام

با سه واژه

معنا كرده‌ام.

 

تو را كه بهشت مني

با سه واژه تصوير كرده‌ام:

 

ماه و مهراب و من‌ از تو؛

ماه و مهراب و تو از من.

 

خاك و بهشت

خاكِ پيش پاي تو من،

نخواسته‌ام باشم

كه رندانه من از تو فايده‌اي برم و

تو از من عايدي نبري.

 

بهشت زير پاي تو بودن

اين آرزوي من است،

توفيقي تا چيزي در خورت از خود نثار كنم.

 

اما مرا صبر و قراري نيست ...

باز جاي انتظاري هست،

اما مرا صبر و قراري نيست،

در انتظار آن مبارك روز

آن‌روزِ باهم‌بودني كه‌اش دوست مي‌دارم.

 

آن‌روز در انبوهِ خواهش‌ها و پرسش‌هاي بي‌پايان ما

نه خواهشي از وقت خواهد بود

نه پرسشي از سَمت.

 

اما مرا صبر و قراري نيست

طاقت براي انتظاري نيست.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.