سال دوم، شماره بيست و يك تير 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

ماجرای ناتمام آقايان و برده‌گان

دين‌داری و فضای مجازی

از آسمان

اين نيز بگذرد

خانه‌ی قديمی

رخ شيشه‌ای

عاشقانه‌های گداخته، هفت شعر

 

بازتاب

 

در اين صفحه بريده‌ای از نوشته‌هايی را که به صورت الكترونيكی برای‌مان فرستاده‌ايد يا آن‌چه را در ديگر جاها درباره‌ي فروغ و محتوايش نوشته‌ايد، نشر می‌دهيم. در واقع اين صفحه را شما می‌نويسيد. فروغ و نويسنده‌گان‌اش چه بسا بخشی از نامه‌هايشان را در اين‌جا علنی کنند. جدا از آن تلاش می‌شود تا به تک‌به‌تک نامه‌ها جواب داده شود.

راستی، يک عذرخواهی هم بده‌کار دوستانی هستيم که جواب فوری به نامه‌هايشان نداده‌ايم. خودتان می‌دانيد ديگر! هزار و يک مشغله ... . ببخشيد!

 

لطف بارانی

... راست‌اش يه مدت هست كه دارم سعي مي‌كنم بنويسم. يه چيزايي هم نوشتم كه يكي از اونا _ كه نمي‌دونم بگم شعر هست يا قطعه‌ی ادبي يا هر چيز ديگه‌ای _ رو براي شما مي‌فرستم. فقط بايد ببخشيد اگه خيلي ... :

تا كنون هيچ ابري را ديده‌اي

كه هر روز و هر شب و هر ساعت

آماده‌ي باريدن باشد

_ باراني سرشار از عشق _

آن ابر من‌ام، تويي، دل ماست

ماييم كه هر روز و هر شب و هر ساعت

مي‌توانيم عاشقانه بر همه كس بباريم

بي‌آن‌كه منتي بگذاريم.

محمد

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.