سال دوم، شماره بيست و يك تير 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

ماجرای ناتمام آقايان و برده‌گان

دين‌داری و فضای مجازی

از آسمان

اين نيز بگذرد

خانه‌ی قديمی

رخ شيشه‌ای

عاشقانه‌های گداخته، هفت شعر

 

 

 نوشته‌ها‌ی مصطفا در سال دوم:

 چه خدايي

 آغوش من

 اومدن و موندن

 

از آسمان:

- زوايای تاريك

- مهربونی تو

 

زوايای تاريك

محيا اسلامی

 

چه بی‌هوده می‌نمود اقتدار تنهايی‌ام.

نه فرشته‌ای نه شيطانی ...

اينك پنهان‌اند در پس لب‌خند پر وسوسه‌ات

فرشته‌های دوزخی و شياطين باغ عدن!

 

 

مهربونی تو

مصطفا مقدم

 

می‌دونم، نمک خوردن و نمک‌دون شکستن، آخر نامردیه!

می‌دونم، شکستن دل کسی رو که همه چی‌مونو از اون داريم، آخر نامردیه!

هر وقت اومدم در خونه و گفتم: "ببخشید،" قبل از این که حتی یه قطره اشک‌ام رو زمین بیفته منو تو بغل‌ات می‌گرفتی و می‌گفتی: "طاقت دیدن اشک‌های تو را ندارم."

ولی تو به‌تر از هر کسی می‌دونستی این دفعه هم دارم دروغ می‌گم، ...

ولی باور کن هر دفعه تقصیر مهربونی خودته که ...

 

 

 

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.