|
آيا ايرانيان دورو هستند؟
بهنام كاويان
به گفتهی گافمن، يكي از بزرگان جامعهشناسي، زندهگي
اجتماعي را ميتوان به مناطق روي صحنه و پشت صحنه تقسيم كرد. مناطق روي
صحنه موقعيتهاي اجتماعي يا برخوردهايي هستند كه در آن افراد نقشهاي
رسمي يا داراي اسلوب را بازي ميكنند.* كساني كه در يك جامعهی رسمي
شركت ميكنند، رئيس يا كارمندان يك اداره خصوصا هنگامي كه پشت ميز كار
قرار گرفتهاند و معلمي كه در كلاس درس ميدهد، همهگي نقشهاي روي
صحنه را ايفا ميكنند. مناطق پشت صحنه به رفتارهايي اطلاق ميگردد كه
نميتوانند بهصورت آزادانه ابراز گردند و هنگام ضعيف شدن نظارت رسمي
بروز پيدا ميكنند. نظير بيحرمتي به قوانين و الگوهاي مصوب، استفاده
از كلمات ناشايست، دست انداختن و ريشخند كردن. به اين ترتيب، دو
سياستمدار برجسته در يك حزب ممكن است با وجود نفرت قلبي در برابر
دوربينهاي تلوزيون نمايش ماهرانهاي از وحدت و دوستي ارائه دهند، يك
زن و شوهر با وجود اختلافات شديد در يك صحنهی مهماني كاملا همآهنگ
جلوه كنند، يك كارمند در حالي كه چندان علاقهاي به مدير خود ندارد،
دائما از او تمجيد كند.
البته به تقسيمبندي بالا ميتوان مناطقي را هم اضافه
كرد كه در آن رفتار روي صحنه و پشت صحنه بر يكديگر منطبق ميشوند و
افراد نيات دروني خود را بدون تغيير به نمايش ميگذارند، نظير محبت
مادر به فرزندان. رفتارهاي روي صحنه و پشت صحنه در تمامي جوامع بشري
وجود دارند. اما مسألهی نگرانكننده آن است كه در يك جامعه اولا تعداد
رفتارهاي پشت صحنه زياد باشد و ثانيا تضاد ميان رفتارهاي روي صحنه و
پشت صحنه شديد باشد. به عبارت ديگر مردم جامعه ياد بگيرند يا مجبور
شوند كه نيات قلبي خود را مخفي كنند و در مكانهاي امن به آنها
بپردازند. چنين رفتاري داراي نمود خارجيست كه دورويي
ناميده ميشود. دورويي صفتي اكتسابيست كه شرايط
اجتماعي _ فرهنگي در تقويت يا تضعيف آن نقش عمدهاي دارد. متأسفانه بر
اساس آمارهاي رسمي بيش از نود درصد ايرانيان عقيده دارند كه هموطنان
ما دورو هستند. همچنين با افزايش سطح سواد و درآمد اعتقاد به دورويي
در جامعه افزايش مييابد.** البته چنين آمارهايي كم و بيش مورد تأييد
همهي ما هستند. به عنوان نمونه همهی ما شاهد بودهايم كه پس از
بازگشت مهمانان اغلب به انتقادگويي از آنان پرداختهايم، يا كارمندان
يك اداره در حضور رئيس خود به تمجيد از او ميپردازند در حاليكه چندان
علاقهاي به او ندارند. در سطح ملي نيز گاه ممكن است عملكردهاي يك
سياستمدار مورد تأييدمان باشد، اما در مواقع ضروري از او پشتيباني
نكنيم (نظير اميركبير يا مصدق) و يا ممكن است از عملكرد سياستمداری
راضي نباشيم، اما اعتراضي به عمل نياوريم.
در توضيح علل دورويي نظريههايي وجود دارد. يكي از
آنها مؤيد آن است كه هر گاه فشارهاي محيطي بر افراد افزايش يابد به
طوري كه آنها قادر نباشند آزادانه به بيان نظرات و عقايد خود
بپردازند، به ناچار در خلوت به آنها ميپردازند و در انظار عمومي
مطابق خواست قدرتهاي مسلط عمل ميكنند. به عبارت ديگر فضاي زندهگي
آنها به دو بخش دروني و بيروني تبديل ميشود كه تنها افراد خاص
ميتوانند مفاد بخش خودي را دريابند. عنايت به سابقهی ديرينه ی
حكومتهاي استبدادي در ايران به نظر ميرسد كه چنين رفتاري در ميان
ايرانيان نهادينه شده است كه نيازمند بازنگري جديست.
در هر صورت، بر مبنای ديدگاه گافمن تضاد شديدي ميان
رفتارهاي روي صحنه و پشت صحنهی ايرانيان وجود دارد كه تزلزل شخصيتي
يكي از پيآمدهاي آن است. توصيهاي كه اينجا ميتوان داشت آن است كه
لااقل در مواقع غير ضروری از رفتار رياكارانه پرهيز كرده و براي
ريشهكن كردن اين نقيصهی ملي مهيا شويم.
* جامعهشناسي، آنتوني گيدنز، به ترجمهی صبوري،
1382.
** بررسي رفتارهاي اجتماعي _ فرهنگي در ايران، منوچهر
محسني، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،
1379.
é |