سال دوم، شماره هجده مرداد 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

روزنامه‌نگاری، حركت بر لبه‌ی تيغ

يادداشت مهمانی

افسانه‌ی پسرك گم‌شده

كوچه‌های در-رو

سياهی چشمان

از آسمان

فقط من و تو هيچ

نجوا

بود و نبود

زنانه‌تر از زمين

بی‌قراری می‌كنم تا حد مرگ

 

 

روزنامه‌نگاری، حركت بر لبه‌ی تيغ

مهدی مهدوی

دوشنبه، پنج مرداد، بيش از دويست روزنامه‌نگار ايراني در محل انجمن صنفي روزنامه‌نگاران در تهران با شرکت در تجمعي به روش‌های تازه‌ی دست‌گاه قضايي برای برخورد با روزنامه‌نگاران و مطبوعات در ايران و از جمله توقيف روزنامه‌ی وقايع اتفاقيه و ماه‌نامه‌ی آفتاب و توقف انتشار روزنامه‌ی جمهوريت در هفته‌های اخير اعتراض كردند. ...

يادداشت حاضر تجربه‌اي شخصي‌ست از حضوري كوتاه در دنياي روزنامه‌نگاري. «خردنامه» ضميمه‌ی روزنامه‌ی هم‌شهري در پاييز سال گذشته با تماسي كه با  يكي از اساتيد دانش‌گاه تهران داشت، اظهار تمايل كرد تا با موضوع «جهان آينده» ويژه‌نامه‌اي تهيه كند. آن استاد گرامي هم اين‌جانب را به خردنامه معرفي كرد.

نوشته‌هاي سابق‌ام به يادداشت‌هاي كوتاه در همين فروغ الكترونيكي، چند نشريه‌ی دانش‌جويي و يك مجله‌ی تخصصي ختم مي‌شد. من هم به دليل اين‌كه در اين سطح (روزنامه با شماره‌گان بالا) تجربه‌ی قبلي نداشتم، از اين پيش‌نهاد استقبال كردم.

پس از شش ماه  و برگزاري دو كارگاه آينده‌انديشي در هفت مرداد 1383 بالاخره ويژه‌نامه به ثمر رسيد. البته با كج‌سليقه‌گي سياست‌گذاران آن گونه كه مي‌خواستيم نشد. گزارش كارگاه دوم به چاپ نرسيد، چون در آن كارگاه بخشي از اصلاح‌طلبان مقاله ارائه كردند. مقاله‌ی دكتر تاجيك و دكتر خانيكي از مجموعه حذف شد به همان دليل قبلي. از«ب» بسم‌الله تا «ت» تمت مجموعه را به صورت مستقيم و غيرمستقيم در تهيه‌اش نقش داشته باشي، آن‌گاه تنها در پايين ستون معرفي ويژه‌نامه از تو نام ببرند و به طور كلي اخلاق حرفه‌اي رعايت نشود. تازه اول داستان است: به منشي دكتر پايا تماس بگيري و خبر انتشار ويژه‌نامه را بدهي و با بازخورد منفي هم مواجه بشوي!

اما حكايت آخري از همه جالب‌تر است. در معرفي دكتر پايا  آمده: "عضو مركز تحقيقات سياست علمي كشور و مدير گروه آينده‌انديشي در اين مركز است. او كه نيمي از سال را در ايران حضور ندارد، هم‌چنين در دانش‌گاه وست مينستر (مركز تحقيقات براي دموكراسي) مشغول فعاليت است." آن منشي محترم مدعي بود كه با آوردن جمله‌ی «نيمي از سال در ايران حضور ندارد،» قصد تخفيف ايشان را داشته‌ايم. مگر ما كه در كل سال در ايران هستيم، افتخاري كسب كرده‌ايم كه اگر فردي نيمي از سال در ايران نباشد به شخصيت او لطمه‌اي بخورد؟ البته كه چنين قصدي وجود نداشت، اما مساله در اثر يك ويرايش نامطلوب ايجاد شده بود. اصل معرفي اين گونه بود: "دكتر پايا ... عضو مركز تحقيقات سياست علمي كشور و رئيس گروه آينده‌انديشي اين مركز است و نيمي از سال كه در ايران حضور ندارد در مركز تحقيقات براي دموكراسي دانشگاه وست مينستر انگلستان مشغول فعاليت است."

حال شما وضعيت روزنامه‌نگاران را تصور كنيد كه روزانه بايد صدها هراز كلمه توليد كنند كه اگر با سوء نيت به اين جملات و كلمات نگاه شود با اين حرفه بايد خداحافظي كرد. ما كه مي‌خواستيم يك استاد دانش‌گاه و محقق را معرفي كنيم، اين گونه در معرض اتهام قرار گرفتيم. كساني كه مي‌خواهند حوزه‌ی قدرت و ثروت و منزلت را مورد نقد و بازبيني قرار دهند با چه دشواري‌هايي مواجه هستند.

ما نيز در فضاي مجازي با همه‌ی اهالي مطبوعات در دنياي واقعي احساس هم‌راهي و هم‌دردي مي‌كنيم و خواستار نگاهي با تساهل و تسامحي بيش‌تر به اين حرفه هستيم.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.