سال دوم، شماره هجده مرداد 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

روزنامه‌نگاری، حركت بر لبه‌ی تيغ

يادداشت مهمانی

افسانه‌ی پسرك گم‌شده

كوچه‌های در-رو

سياهی چشمان

از آسمان

فقط من و تو هيچ

نجوا

بود و نبود

زنانه‌تر از زمين

بی‌قراری می‌كنم تا حد مرگ

 

 

يادداشت مهمانی

به بهانه‌ی مهمان مامان مهرجويی

مصطفا حاجی‌زاده

 

راجع به همه‌ی فیلم می‌شود ساعت‌ها حرف زد، اما من الآن فقط چند تا جمله می‌نویسم. وقتی شاملو تو مقدمه‌ی کتاب کوچه می‌گوید کتاب کوچه _ با همه‌ی عظمت‌اش _ تنها مقدمه‌ای‌ست بر کاری که «باید» درباره‌ی فرهنگ مردم انجام شود، می‌شود فهمید کل قضیه چه ابعاد وحشت‌ناکی دارد. «مهمان مامان» هم گوشه‌ای از این فرهنگ بی‌انتها را تصویر می‌کند و نشان ما می‌دهد. خیلی هم خوب این کار را می‌کند. حتا در جزئیات. مثلاً عفت نمی‌گوید: "یه برگ روزنامه ور دار خیس کن ...،" مثل خیلی از مامان‌ها «غلط غولوط» حرف می‌زند: "یه روزنامه‌ی خیس ور دار ...." یا این اخلاق یوسف برای همه‌ی ما آشناست: مردی که یک ساعت پیش زن حامله‌اش را کتک می‌زد، حالا _ انگار نه انگار که همین یک ساعت پیش چه می‌كرده _ وقتی دارد گردن‌بند زن را برای‌اش می‌بندد تو آینه عاشقانه نگاه‌اش می‌کند و به‌اش می‌گوید: "خوش‌گل شدی جوجو!". و سرتاسر فیلم پر از این فرهنگ و خلق و خوست و تو می‌توانی از تماشای فرهنگ خودت مست شوی.

دقت کرده‌ای اصلاً تو فیلم آدم بد به هم نمی‌رسد؟ حالا از این بگذریم، فضای فیلم جامعه‌ی جالبی را نمایش می‌دهد. یک جور آنارشی موفق، یک جامعه‌ی خیلی افقی! هر کس کار خودش را می‌کند. با این که این وسط دو تا آدم شبیهِ هم نمی‌شود پیدا کرد، اما همه دارند خیلی راحت با هم زنده‌گی می‌کنند. اصول اولیه‌ی چنین جامعه‌ای هم برقرار است: هیچ کس تعصبی نیست و مزاحم بقیه نمی‌شود. منظورم مزاحمت جدی‌ست. وحدت و اشتراک بین‌شان هم راستی که چه رؤیايی‌ست: مثلاً همه‌ی آدم‌ها از رقص و آواز خوش‌شان می‌آید و بدون نیاز به بحث و حرف این موضوع برای‌شان بدیهی‌ست. این جور اشتراکات اخلاقی و سلیقه‌ای لابد همان نقطه‌ی اشتراک انسانی‌ست که در فلسفه‌های سیاسی مدرن و پست‌مدرن ازش حرف می‌زنند.

گفتم که زیاد می‌شود راجع به فیلم حرف زد. مثلاً همین «چاهار» تا موضوع: خانواده، خانه، خوراک، سالن سینما. هر چاهار تایشان هم تو فیلم آمده‌اند. هر کدام از این‌ها جزء علاقه‌مندی‌های جدی مهرجويی‌ست و خب نباید چیز کمی هم باشد.

جز این‌ها درباره‌ی فیلم‌برداری خوب، فیلم‌نامه و تدوین تر و تمیز، بازی درجه یک پارسا پیروزفر، و خلاصه یک فیلم شسته رفته و دل‌نشین خیلی بیش‌تر از این‌ها می‌شود صحبت کرد. اما این یادداشت بیش‌تر از این نیست، همین قدر است!

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.