سال دوم، شماره يك شهريور 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

سرود المپيك

جرائم سنگين، مجازات‌های سبك

واقعا بدون شرح

اگر تحمل لنگی داريد، ...

از «اگر عشق عشق باشد ...» تا ...

از آسمان

پای رفتن و هوای ماندن

قتل

تصويری از رخ شيشه‌ای

جمعه، شانزده مرداد

 

 

از «اگر عشق عشق باشد ...» تا كبوترها

شهاب مباشری

 

ايليا ديانوش، شاعر خوش‌ذوقی كه با دوهفته‌نامه‌ی فروغ مدت‌هاست مستمر هم‌كاری می‌كند، دست به كار متفاوتی زده و آن اين كه حاصل سال‌ها كار تحقيقی‌ای را در حوزه‌ی ادبيات به سرانجام نشر نزديك كرده است. او دارد گزين‌گويه‌های شعرای معاصر را گرد می‌آورد و به تدريج به چاپ می‌رساند. اين يادداشت فرصتی‌ست برای يك نگاه كوتاه به اولين كتاب از اين مجموعه كه گزين‌گويه‌های فروغ فرخزاد است.

 

مشخصات كتاب:

نام كامل: گزين‌گويه‌های فروغ فرخزاد: اگر عشق عشق باشد ... (اولين كتاب از فرهنگ گزين‌گويه‌های شعرای معاصر)،

گردآورنده: ايليا ديانوش،

ناشر: مرواريد (كه سابقه‌ی نشر كتاب‌های ادبی‌اش و توجه آن به ادبيات معاصر روشن و نيكوست)،

طرح جلد: فرشيد مثقالی (اين كار تازه‌ی استاد كه ماهی سياه كوچولويش برای هميشه در دل نسل‌ها خواهد ماند، اين بار چنان درخشان و بديع و جسورانه با رنگ بازی كرده است كه لحظه‌ای درنگ و بهت حداقل واكنش چشم‌ها خواهد بود. يك جورهايی آدمی به ياد كارهای غريب اندی وارهول می‌افتد و ...)

چاپ اول: 1382، بها: 1600 تومان

 

ايليا در يادداشتی هشت صفحه‌ای ماجرا را باز می‌گويد: «از آغاز» كه گذری‌ست بر خاطرات روزهای كودكی و زمينه‌ای برای رسيدن به لب مطلب: «گزين‌گويه». ايليا می‌نويسد: "من در مواجهه با متن، كشف گزين‌گويه‌ها را بيش‌تر از تلخيص متن برای رسيدن به مخلص كلام يا تفسير آن به قصد توضيح، دوست می‌دارم. من با كشف هر گزين‌گويه به شهودی تازه می‌رسم." نويسنده با شاهد آوردن از منتقدان و محققان فلسفه و ادبيات سخن بالای خود را بسط می‌دهد تا به اين‌جا می‌رسد:

"اگر از تلخيص و تفسير فاصله بگيريم و با متن راحت باشيم، خود را در برابر جملات سركشی می‌يابيم كه از متن زبانه می‌كشند."

زبان نوشته‌ی ايليا حاكی از آن است همه‌ی جستن منطق كار كه به خوبی از پس‌اش برمی‌آيد به يك سو، دل كشيدن‌اش به اين كار كه سابقه‌اش را در روزهای كودكی يادآور می‌شود، محرك اصلی‌ست. به هر حال، وی در ادامه‌ی بحث خود، به سر وقت شعرا رفتن را دليل می‌آورد:

"... گزين‌گويه‌های شاعران به خاطر تسلط‌شان بر كلام و مفاهيم، آن قدر قوی‌اند و آن‌قدر هم‌ذات پنداری در مخاطب ايجاد می‌كنند و خواننده را به جايی می‌رسانند كه شعر آنان را كار خود می‌داند. يعنی مخاطب به جای ديگر‌آگاهی به خودآگاهی می‌رسد."

اين بحث ادامه دارد تا به می‌رسيم به:

"من آدم ساده‌ای هستم. به خصوص وقتی می‌خواهم حرف بزنم، نياز به اين مسأله را بيش‌تر حس می‌كنم."

اين‌جا آستانه‌ی فروغ است كه روزی گفت‌مان تا پرواز را به خاطر بسپاريم. از فروغ اينك به سرعت در می‌گذرم تا بعد به بهانه‌‌ی بارخوانی گزين‌گويه‌هايش مفصل‌تر به سراغ‌اش بروم.

در انتهای يادداشت، گردآورنده در هفت بند از چند و چون اين مجموعه‌ی فرهنگی می‌نويسد و روش كار را باز می‌گويد: استناد به نثرهای به يادگار مانده‌ی شاعران و استخراج گزين‌گويه‌ها، نام‌گذاری‌شان و تدوين الفبايی آن‌ها (در اين باره جلوتر كه روم انتقادی دارم كه مطرح می‌كنم)، توجه به كنش‌مندی كلام، افزودن پيوست گزين‌سروده‌های شاعر به انتهای كار و وعده‌ی كتاب‌های بعدی.

كتاب حاضر كه به تعبير ايليا «كتاب مقدس فروغ» است، در بر گيرنده‌ی 231 گزين‌گويه است كه به ترتيب الفبايی و با وسواس خاصی توسط گردآورنده مرتب شده‌اند. با اين حال، كاستی‌ای در كار است و شرح گردآورنده در همان مقدمه‌ی ياد شده هم به زعم من مفری برای گريز از اين كاستی نشان نمی‌دهد. مشكل در نام‌گذاری گزين‌گويه‌هاست ايليا توضيح داده كه چه‌گونه اين كار را انجام داده است. فارغ از چه‌گونه‌گی انجام چنين كاری، نتيجه‌ی نام‌گذاری و حاكم كردن ترتيب الفبايی بر ‌آن‌ها به نتيجه‌ای منجر می‌شود كه به راحتی نمی‌تواند خواننده‌ی جست‌وجوگر را در چنين كتابی كه در خانواده‌ی مراجع ادبی می‌گنجد، ياری‌رسان باشد. بگذاريد تا مثالی از كتاب بياورم:

 

يك قدم تا مرگ

خوش‌حال‌ام كه موهايم سفيد شده و پيشانی‌ام خط افتاده و ميان ابروهايم دو تا چين بزرگ در پوست‌ام نشسته است. خوش‌حال‌ام كه ديگر خيال‌باف و رؤيايی نيستم. ديگر نزديك است ...

 

خوب، با توجه به نام انتخابی كه با حرف «ی» آغاز می‌شود، اين گزين‌گويه در آخرين فصل كتاب افتاده. به تعبيری موضوع «مرگ» فدای اولويتی شده كه به حرف اول كلمه‌ی عام «يك» در اين نام انتخابی داده شده است. حتا با توجه به نوع نگاه فروغ می‌شد به امر «خوش‌حالی» نيز در اين نوشته دقت ويژه‌ای كرد. ايليا نوشته كه نخواسته بر اساس موضوعيت فصل‌بندی كند چون كه چندان مرتبط نبودن برخی از گزين‌گويه‌ها با دسته‌بندی‌های انجام شده به ايجاد بخشی برای گزين‌گويه‌های متفرقه منجر می‌گردد كه مطلوب نيست. با اين حال، خود قضاوت كنيد كه جستن گزين‌گويه‌ای كه با مفاهيم «مرگ» و «خوش‌حالی» ارتباط دارد به طريقی كه گردآورنده در پيش گرفته چه‌طور به نتيجه‌ی مطلوب منجر می‌شود؟ اما چاره چيست؟ در چنين كتاب‌های مرجعی كه با فرهنگ لغت تمايز مشخصی دارند و اصولا حول محتوا دور می‌زنند، مناسب آن است كه روشی مانند تدوين لكسيكان (Lexicon) در پی گرفت. در چنين مرجعی هر لغت با توجه به مفاهيمی كه در بر می‌گيرد در چند فصل موضوعی قرار می‌‌گيرد و هر بار از منظر معينی به آن توجه می‌شود. در انتهای كتاب هم پيوستی ضروری تنظيم می‌گردد كه راه‌نمای الفبايی جستن يك لغت در فصول و صفحات مختلف است. به اين ترتيب، در مرجع گزين‌گويه‌ها نيز می‌شود كليدواژه‌های هر مورد را شناسايی و استخراج كرد و سپس بر اساس معيارهايی كه با توجه به سبك‌های مختلف نقد ادبی و روش‌های تحليل محتوا قابل تدوين هستند _ و طبيعی‌ست با اعلام شيوه به خواننده در ابتدای مجموعه يا راه‌نمای استفاده از مرجع تكليف وی روشن می‌شود. حتا در اين‌جا با توجه به تمايز چيستی گزين‌گويه كه با چند كليدواژه مشخص می‌شود با يك واژه كه معانی متفاوتی دارد، نيازی به تكرار متن در فصول و طبقات تعريف شده‌ی مختلف نيست. آن جا كه با توجه به كليدواژه ظاهرا نياز به تكرار گزين‌گويه پيش می‌آيد می‌توان با يك ارجاع به اولين مرتبه‌ی درج گزين‌گويه‌ی مورد نظر در كتاب از مشكل فربهی بی‌جهت حجم نيز دوری جست. روش ديگری هم می‌توان در پيش گرفت و آن اين است كه بعد از استخراج كليدواژه‌ها از خير طبقه‌بندی آن‌ها _ به هر شيوه‌ای _ در گذريم و در اين مرحله به ترتيب الفبايی‌شان اكتفا كنيم. ديگر در اين شيوه نيازی به پيوست انتهايی كتاب نيست، اما هم‌چنان می‌توان از شيوه‌ی ارجاع به جای تكرار بی‌جهت يك گزين‌گويه زير چند كليدواژه اجتناب كرد. خوب، حالا بياييد اين شيوه را برای مثالی كه آوردم اجرا كنيم تا ببينيم نتيجه چه‌طور از آب در می‌آيد (با توجه به مجال تنگ اين يادداشت و بحث مصداقی آن، ناگزير به روش ساده‌ی دوم كار را اجرا می‌كنم). فرض می‌كنم كه با توجه به مبانی تحليل محتوا و نتيجه‌ی آن درباره‌ی گزين‌گويه‌های فروغ، مثال حاضر را تنها با كليدواژه‌های خوش‌حالی و مرگ بازشناسی كنيم. آن گاه حاصل چنين از آب در می‌آيد:

 

خوش‌حالی

خوش‌حال‌ام كه موهايم سفيد شده و پيشانی‌ام خط افتاده و ميان ابروهايم دو تا چين بزرگ در پوست‌ام نشسته است. خوش‌حال‌ام كه ديگر خيال‌باف و رؤيايی نيستم. ديگر نزديك است ...

 

...

 

مرگ

مراجعه شود به كليدواژه‌ی خوش‌حالی.

 

توجه كنيد كه ديگر مزيت اين شيوه در اين است كه اگر كليدواژه در متن گزين‌گويه باشد، می‌توان با برجسته‌نمايی تأكيد ويژه‌ای نيز در كار لحاظ كرد، چنان كه در مثال ارائه شده نيز ديده می‌شود. علاوه بر اين در لوای يك كليدواژه چه بسا چند گزين‌گويه بگنجند كه به طور طبيعی و ذاتی يك طبقه‌‌بندی موضوعی را نيز محقق می‌كند به اين تريب، ممكن است زير كليدواژه‌های خوش‌حالی و مرگ گزين‌گويه‌های ديگری نيز بيايد و برای تمايز آن‌ها می‌توان از شماره‌گذاری يا معيار جعلی ديگری استفاده كرد).

نكته‌ی ديگری كه درباره‌ی روش‌شناسی كتاب قابل اشاره است كه مرجع هر گزين‌گويه با شماره‌ای به پيوستی در انتهای كتاب ارجاع داده شده است كه اين امر كمی دنبال كردن متن كتاب را با سختی روبه‌رو مط‌كند. مگر چه ايرادی داشت كه مرجع هر گزين‌گويه در ادامه و زير آن درج می‌شد؟ البته اين ايراد چندان ايراد اساسی و مهمی نيست كه فقط ضرر در منفعت است.

 

با همه‌ی اين اوصاف به خاطر نام شايسته‌ی «اگر عشق عشق باشد ...»، به خاطر تقديم‌نامه‌ی دوست‌داشتنی آغاز كتاب كه از دل‌بسته‌گی‌های مشترك به شعر فروغ می‌گويد و از «علی كوچيكه»، به خاطر شوق و ذوق و طمأنينه‌ی ايليا كه می‌نويسد:

"... خوب به ياد می‌آورم كه از نتيجه گرفتن در پايان انشايم چه‌قدر بی‌زار بودم. دوست داشتم به جای آن نتيجه‌گيری كذايی، جملاتی در انشايم باشد كه شنونده‌گان را با دهان باز و چشمان گرد به من خيره كند. ..."

من هم اميدوارانه كه مجال اصلاح در ادامه‌ی اين كار بزرگ فراهم است، بعد از «دست مريزاد»ی گفتن به ايليا، سرشار شور، فارغ از نتيجه‌گيری انتهايی كذايی، دل دهم به يكی چند گزين‌گويه‌ی فروغ عزيز:

 

فراق

برای كسی كه دوست می‌دارد و با تمام قلب هم دوست می‌دارد، بزرگ‌ترين مصيبت‌ها اين است كه او را از ديدن محبوب‌اش منع كنند. / گزيده از نامه‌ای به پرويز شاپور – 1329 /

 

كبوترها

آه! كبوترها چه‌قدر خوش‌بخت هستند! آن‌ها صبح زود _ وقتی در پرهاشان شهوت پرواز موج می‌زند _ از ميان شيروانی‌های سرخ و سقف‌های كاه‌گلی و ديوارهای نيمه‌خراب، مثل دود به طرف آسمان پر می‌كشند و با هر موجی _ با هر موج نوری _ به يك سو می‌روند و ... هيچ حركت مخالفی هيجان عشق‌شان را در هم نمی‌ريزد.

/ خاطره‌نويسی‌ها /

 

...

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.