|
از
آسمان
-
تكدرخت
-
نغمهی نی
تكدرخت
داود اصلانی
تكدرختی در كويرم
خسته
و خاموش
سيلیخور باد
دردمند آتش خورشيد
تكدرختی افراشته
در
بيابانی گرم
و
سوزان
چو
اشكهايم
شاخههايم خشكيدهاند، اما
باد
را رحمتی نيست!
تكدرختی افتاده بر دامن خاك
پای
بر زنجير اسارت
محكوم
بر سرنوشت تاريك
در
دلام غوغايیست،
ولی
خاموش
در
دلام درياست
پرموج،
ولی خاموش
به
رنگ آبی دريا
چون
درختی در کويرم
خسته و تنها
نغمهی نی
مصطفا مقدم
تو
عاشقانه در من مينواختی و همه مجذوب نغمههای تو بودند. فكر ميكردم
همه شیفتهی من هستند، اما توجه آنها به عشق تو بود.
وقتی همه، حتا تو رهايم كرديد، تازه فهمیدم كه «نی» هستم و بي تو هیچ
چیزی ندارم.
é |