|
يك نبض وارونه
ترانه جوانبخت
يك نبض وارونه
در رگهاي من
تنها اين باقيست
بيست بار
مثل بيستون
در بيستونترين آسمان شعر
ميهمان گنجشكها ديگر نيست
اي كاش او بود
تا اين يكي را بخواند
من به جاي شاعر ماندن
اصلا ميشوم خود شعر
تا شعر در شاعر شدناش
دنيا را به تحسين خود وا دارد
اين يعني او من شود
در بيستونترين آسمان شعر
در بيستون
é |