|
پرسشهای روی مرز
پژمان طرفهنژاد
آيا به
اين انديشيدهايد كه زوج آيندهتان را انتخاب میكنيد يا در معرض
انتخاب قرار میگيريد؟ و آيا حق انتخاب با مردان است يا زنان؟ به
احتمال قوی همهگان بر اين باورند كه انتخاب میكنند، اما اگر دختر
باشيد، امكان رابطهی موازی با چند پسر را داريد؟ مسلما در عرف جامعهی
ما ارتباط برای انتخاب، آن هم به طور موازی برای دختران، امریست
نامطلوب. به اين دسته از دختران واژههای بسياری در فرهنگ ما اطلاق
میشود كه همهگی بار منفی دارند. و اگر پسر باشيد، اين امر در بيشتر
محافل مردانه عيب كه نيست هيچ، يكی از مايههای مباهات نيز به شمار
میآيد. منعهای روانی بیشماری هست كه دختران را از روابط موازی با
پسران باز میدارد و اگر كسی جسارت چنين كاری را داشته باشد، بعد از
مدتی احتمالا با احساس گناه و ندامت روبهرو خواهد شد. صرفنظر از
موانع روانی، چه ريشه در مذهب چه در اجتماع داشته باشند، محدوديتهايی
نيز كه جامعه بر دختران وارد میآورد، نسبت به پسران بيشتر است. پسران
در محيط خانه از امنيت بيشتری برخوردارند و تا حدودی به وسايل ارتباطی
دسترسی آسانتری دارند. به عبارت ديگر، اين وسايل در اراده و اختيار
مردان است و زنان تنها با نظارت مردان بدون ترس میتوانند
استفادهكننده باشند.
باورهای اجتماعی بر اين است كه زن به واسطهی فضيلت
نجابت بايد بماند تا انتخاب شود و تنها از ميان كسانی كه او را
برمیگزينند، میتواند گزينهای را انتخاب كند. اين باور منجر به اين
امر میشود كه اكثريت قريب به اتفاقِ دختران، انتخابكننده به معنی
واقعی نيستند. قراردادهای اجتماعی بعد از ازدواج نيز باور زنان را مبنی
بر اين كه در جامعه جنس دوم هستند، افزايش میدهد، مانند تقسيم كار
بيرون و درون خانه و قراردادهايی از اين دست. اين نكته را به اقوال
بالا اضافه كنيد كه در نحو جملاتی كه بر آميزش جنس دلالت دارند، زن
مفعول جمله و مرد فاعل است. اين امر ناخودآگاه مفاهيم استفادهكننده و
استفادهشونده را در ذهن پی میافكنند، به اين معنا كه اكثر مردان در
آميزشهای جنسی سعی در رساندن لذت ندارند و رسالت خود را تنها در لذت
بردن میدانند و برعكس تنها وظيفهی زن انتقال لذت قلمداد میشود. آيا
به نظر شما مسائل بالا واقعيتهای جاریاند كه باعث گشته زنان به طور
ناخواسته و ناخودآگاه در اولويت دوم جامعه قرار گيرند؟ اگر چنين است،
آيا میتوان هر كدام را جداگانه اصلاح كرد يا اين كه باورهايی نظير
ضعف، اولويت دوم بودن، نداشتن حق انتخاب به معنای واقعی كلمه و ...
اساسا بیمعنا و اشتباه است؟
é |