|
بیلحظهای سكوت
ترانه جوانبخت
هنوز شعر در بيواژهگي
هنوز حرفام در نهان
فضاها خالياند
دستاش را ميبندد
نميدانم در مشتاش چه قايم كرده
من ميدوم از آن سوي حصار احساس
سطري كامل
سرازير ميشوم از
بيلحظهاي سكوت
در غوغاي واژهها
من ميدوم از آن سوي
تو هنوز مشتات را باز نكردهاي؟
وقتي كه او رو به صبح طالع
چشمان خفته را بيدار ميكند*
نميتواند كسي مرا به آن فضاها
برگرداند
حتا منبع زندهگي
من در طلسم شعرم روي كاغذي
مشتها باز شدهاند
من دوباره سر داده ميشوم
ميآيند واژهها يكي يكي
من دوباره در اين شعر
من دوباره ...
* از شعر «شعري كه زندهگيست» از مجموعهی «هواي تازه»ی شاملو
é |