سال سوم، شماره ده آبان 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

فروغانه

يك زبان زيبا

ابليس عاشق - بخش اول

خليج هميشه فارس

قلب نقره‌ای

جزيره‌ام ساكت آن جا نشسته

با تو كه باشم ...

قاصدك

گل

انتظار من و تو

آن مرد در باران ...

ميراث

زين پس

سايه‌ها

مسابقه‌ی ادبي والس

 

 

زين پس

ايليا ديانوش

مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم

جرس فرياد مي‌دارد كه بر بنديد محمل‌ها

حافظ

 

از بس كه چون سراب ديدم‌ات

ترسم كه بي‌سراب بينم‌ات

يا مستي‌ام به ترك وانهد

هشيار و بي‌شراب بينم‌ات

 

هي پرده‌پرده‌پوش از تو من

بر خود چنين حجاب بسته‌ام

حالا چه‌گونه رخت بركَنم

تا اين‌كه بي‌حجاب بينم‌ات

 

چشم مرا به نور مي‌زند

بيدار و پيشِ روي ديدن‌ات

ديگر مرا شده‌ست عادتي

اين‌كه تو را به خواب بينم‌ات

 

آيا مرا تو هيچ ديده‌اي؟

زشت و كريه و پست اين من‌ام

گفتم به ناگزير اين نهان

حالا كه بي‌نقاب بينم‌ات

 

بر صفحه‌ي خيال زان‌كه من

بي‌اعتنا و سرد ديدم‌ات

خوف از عنايت است در دل‌ام

ترسم كه بي‌عتاب بينم‌ات

 

گفتم كه ممكن است ديدن‌ات

بر من اگر كه عمر بگذرد

رد مي‌كند هنوز باورم

زودانه در شباب بينم‌ات

 

در چشمِ غرقِ آب پيش از اين

مي‌بودي‌ام مدام در گذر

زين پس تو هم مخواه كاين‌چنين

نقشي روان بر آب بينم‌ات

 

جانانه منزلي‌ست اين لقا

بگشوده محملي‌ست بي‌جرس

اكنون كه ايمن است عيش من

بايد كه بي‌شتاب بينم‌ات

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.