سال سوم، شماره ده آبان 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

فروغانه

يك زبان زيبا

ابليس عاشق - بخش اول

خليج هميشه فارس

قلب نقره‌ای

جزيره‌ام ساكت آن جا نشسته

با تو كه باشم ...

قاصدك

گل

انتظار من و تو

آن مرد در باران ...

ميراث

زين پس

سايه‌ها

مسابقه‌ی ادبي والس

 

 ديگر نوشته‌‌های تازه‌ی مصطفا:

 يك زبان زيبا

 گه واره‌ی تكرار را ترك گفتم

 

 

آن مرد در باران ...

مصطفا حاجی‌زاده

 

پاييز است.

هفت‌ساله‌ها به مدرسه می‌روند

پسران: کم‌مو

دختران: با مقنعه

می‌خوانند:

"آن مرد در باران آمد."

و نمی‌دانند که تا ام‌روز

من بسيار ديده‌ام مردانی را که در باران می‌آمده‌اند،

اما فقط همان يک مرد است

که با آمدن‌اش بوی خانه‌ی امن می‌آورد

و حتا

چه شب‌ها

در دل باران تاريک

بی آن که مردی در باران بياید،

من ديده‌ام که آن مرد در باران می‌آمده.

آری، برای من

هنوز آن مرد در باران می‌آید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.