|
شكوفههای احساس
نرگس بابايی
کوچه
باغ تنها
درختان عریان
در
تلاطم توفان
زوزههای بیرمق باد
_ خرچ خرچ خرچ _
صدای
نالههای گاه و بیگاه
صدای
خرد شدن برگها
برگهای زرد
برگهای نارنجی
برگهای قرمز
بوی
نم
بوی
باران
بوی
خاک
سرمای
هوا
آسمانی ابری
مه
تاریکی
سکوت
آرامش
تنهایی
قدم
زدن در باران
تر
شدن احساس
تازه
شدن
رهایی
از همه جا،
همه کس،
رسیدن به خود
طراوت
زنگ
صدا
نور
رعد و
برق
رگباری تند
خیس
شدن
پاک
از گناه شدن
به
خدا
به
خدا
به
خدا
پاکترین احساسها
در همین حال و هوا میشکفند
é |