|
نفس
عميق در باران دوستی
محمد معزی
محمد معزی دوست همراه «فروغ» است. در نامهی اين بارش با سلام و آرزوی
آبیاش، از راه انداختن
وبلاگاش خبر داده و
آخرين نوشتهاش در نيمههای شبی پاييزی، وقتی که باران میباريده٬ و
دلاش بد جوری برای يك «نفس عميق» تنگ بوده و ...
دلام
هوای نفسی عميق دارد
به
هنگامهی زندهگی،
و هم به هنگامهی مرگ.
دلام
هوای نفسی عميق دارد
در
جادههای پر پيچ و خم
کنار
دوست،
سوار بر ماشينی دزدی.
دلام
هوای نفسی عميق دارد
در
قعر درياچهی يک سد
_ با
پلووری آبی بر تن _
هنگامی که موهای بلندم را
آب به بازی گرفته است.
دلام
هوای نفسی عميق دارد
به
هنگامهی مرگ،
و هم
به هنگامهی زندهگی ...
در
حالیکه با خود اينچنين زمزمه میکنم:
«آسمون آبيه
آسمون
تاريکه
آسمون
زخميه
آسمون
ابريه
رنج
من آبيه
عشق
من تاريکه
قلب
من آسمونه
باروناش خونيه»*
* راستی، فيلم «نفس عميق» را كه ديدهايد؟ ترانهای را که در پايان
فيلم خوانده میشود از
اينجا دريافت كنيد.
é |