سال سوم، شماره هشت آذر 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

چهارمين دوره‌ی جايزه‌ی ادبی گلشيری

از تزوير مقدر تا ...

از دانش و آگاهی تا باورهای ما

قناری - 2

كاش با باد ...

عشق كاغذی

شمردن تا هشتمين روز هفته

چرا؟

نفس عميق در باران دوستی

 

نفس عميق در باران دوستی

محمد معزی

 

محمد معزی دوست هم‌راه «فروغ» است. در نامه‌ی اين بارش با سلام و آرزوی آبی‌اش، از راه انداختن وب‌لاگ‌اش خبر داده و آخرين نوشته‌اش در نيمه‌های شبی پاييزی، وقتی که باران می‌باريده٬ و دل‌اش بد جوری برای يك «نفس عميق» تنگ بوده و ...

 

دل‌ام هوای نفسی عميق دارد

به هنگامه‌ی زنده‌گی،

و هم به هنگامه‌ی مرگ.

 

دل‌ام هوای نفسی عميق دارد

در جاده‌های پر پيچ و خم

کنار دوست،

سوار بر ماشينی دزدی.

 

دل‌ام هوای نفسی عميق دارد

در قعر درياچه‌ی يک سد

_ با پلووری آبی بر تن _

هنگامی که موهای بلندم را

آب به بازی گرفته است.

 

دل‌ام هوای نفسی عميق دارد

به هنگامه‌ی مرگ،

و هم به هنگامه‌ی زنده‌گی ...

در حالی‌که با خود اين‌چنين زمزمه می‌کنم:

«آسمون آبيه

آسمون تاريکه

آسمون زخميه

آسمون ابريه

رنج من آبيه

عشق من تاريکه

قلب من آسمونه

بارون‌اش خونيه»*

 

* راستی، فيلم «نفس عميق» را كه ديده‌ايد؟ ترانه‌‌ای را که در پايان فيلم خوانده می‌شود از اين‌جا دريافت كنيد.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.