سال سوم، شماره بيست دی 1383
دوهفتهنامهی فرهنگی
بازگشت به صفحهی اول
بايگانی و خاطرههای قديمیتر
ترس و لرز: ترس از مرگ!
ابليس عاشق - بخش چهارم
بورخس و نوشتهی خداوند
اوج گرفتن ... به شكل طبيعی!
داوران مسابقهی ادبي والس
كانون چتر
پينهدوز
غزل شبانه
نامردمان تلخ و آسمان ابری دل
باران گرم
اعلاميهی جهانی حقيقت بشر
پنج تكه از مشرق تا مغرب
سردار مهربان! فاتحانه بر ديوار من نمیتازی؟
تنهايی فيض احمد فيض
نوشتهی پيشين شادی:
روزنهی معصوم اعتماد
سوگوار تجربههای پريدهرنگ
شادی بيان
نامردمان تلخ
هیچ رشتهی مهـری
مرا
به خاک این سرزمین
پیوند نمیدهد.
رشتهای اگر هست
از جنس دیگریست ...
خدا را! خدا را!
مبـــاد،
که از تلخی این نامردمان
به سرزمینام
پشت کنم!
آسمان ابری دل
هر روز،
شوق زندهگی را
مانند بادکنکی باد می کنم
و در وسعت ابری آسمان دل
پرواز می دهم
هر شب،
در سوگِ مرگِ حجم ِ حقیرش
در بارش و مکرر و خود
پیـر می شوم
از من سوال نکن!
از من جواب نخواه!
من با خودم،
غریبهتر از این نبودهام
هرگز،
هرگز ...
é