سال سوم، شماره هجده بهمن 1383
دوهفتهنامهی فرهنگی
بازگشت به صفحهی اول
بايگانی و خاطرههای قديمیتر
ترس و لرز: از نو ...
خوب، بد، زشت، زيبا
ابليس عاشق - بخش ششم
انتهای تنهايی
بهقدر همين شعر
افتادن اتفاق
آبی بوم
آتش به گلستانه
سالهای عاشق
دو شعر: همآوازان و سكوت
آگهی
يك دانه قهوه
مسألهي كردستان، ...
نوشتهی قبلی علیرضا:
دوزخ مرد!
باران گرم
حالا برو پشت آن ديوار
گيسوانی گم شد
تكافتاده تنی
ريختزار؟
ميراث
علیرضا حسينآبادی
چشمهای آشنا
مجال نگاه
بر آبی بوم را ستاند.
تا چشمهای قيقاج باران
هاشور زند
پيشانی آفتاب را
بر كاكل تو
هزار خواب نقرهای
روييده است.
تا صيادان باز گردند
تو
خواب هفت طرح بوم را
بر پيشانی ماه كشيدهای.
é