سال سوم، شماره شانزده اسفند 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ابليس عاشق - بخش هشتم

باغ و بهشت ايرانی - بخش اول

خلاقيت، خوبی، زنده‌گی

سكوت

زنبورهای وحشی

چالوس

تنهايی‌ام را

با ليليا شبی

به ياد م. اميد دوست‌داشتنی!

زندان

بانو

آن سوی ندانستن نسبت با ...

و باز هم نفس عميق

سياه سياه

 

 

تنهايی‌ام را

شادی بيان

shadi.bayan [ @ ] gmail.com

 

تنهايی‌ام را

زير بارش آرام برف

با جعبه‌ای شيرينی

به خيابان ولي‌عصر روانه می‌کنم

...

از خالی خيابان

از سکوتِ کوچه

از دری که به رويم گشوده می‌شود

عبور می‌دهم

...

و به بوسه و پيشانی

مهمان می‌کنم

...

تنهايی‌ام را

هم‌راه پسته‌های مغز کرده‌ی پدربزرگ

می‌بلعم

و لابه‌لای درد شانه‌ام

و گرمی دست‌های مادربزرگ

گم می‌کنم ...

...

تنهايی‌ام را

با وصله کردن رشته‌های بُريده

با سلامی به مهرباني‌های دور

پُر می‌کنم

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.