|
نشريهی جدی، نشريهی محفلی، و انگيزههای نوشتن
رضا كلاهی
reza
[ @ ] forough.net
در
نشستهای دوستانهی جمعی از همكاران «فروغ» بارها و بارها موضوع
نوشتن، كيفيت آن و انگيزهی نوشتن موضوع بحث بوده است. يكی از پاهای
اصلی اين مباحثات «رضا كلاهی»ست كه يكی از سه بانی فروغ است. «شهاب» از
او خواست تا نقد و نظرش را مكتوب كند در قالب يادداشتی كه بتوانند
بهتر و بنا به مصداق و جزء به جزء پيش بروند. به قول خود رضا، وقتی
نامهاش را نوشت، "... دوباره كه میخونماش میبینم لحناش خیلی رسمی
شده." به هر حال، حالا با يك مطلب جدی در بارهی نوشتن با نگاهی خاص به
موقعيت و جایگاه نشريههای الكترونيكی فارسیزبان روبهروييم. اين
مطلب میتواند مقدمهی بحث بالابلندی در بارهی نوشتن، تمايز نشريات و
ويژهگیهايشان، و نشر الكترونيكی به طور كلی باشد.
هم ساير
بر و بچههای همكار فروغ در اين باره حرف و نظر دارند هم فرصت مهياست
تا از تمامی خوانندهگان و به ويژه علاقهمندان به اين موضوع دعوت به
اقتراح شود.
پس در
آينده هم منتظر نوشتهها و آرای شماييم هم منتظر نشر نوشتههايی با اين
موضوع باشيد.
از
«نوشتن»، منظورم نوشتن برای یک نشریه است و نشریه، اعم از نوع کاغذی یا
الکترونیکی ِ آن. برای نشریات میتوان صفات و ویژهگیهایی متصور بود،
و بر همین اساس، دستهبندیها و گونهشناسیهایی هم میشود برای آنها
ارائه داد.
نشریهی حرفهای: نشریهای که به نویسندهگان و کارکناناش در ازای
ارائهی خدمات، پول پرداخت کند.
نشریهی رسمی: نشریهای که در مراجع رسمی به ثبت رسیده باشد.
نشریهی سرشناس: نشریهای که کسانِ بسیاری آن را بشناسند.
نشریهی پرشمار: نشریهای که کسانِ بسیاری آن را بخوانند (یا بخرند).
نشریهی معتبر: عوامل چندی ممکن است یک نشریه را واجد صفت «معتبر»
گردانَد، مثلاً آن که جمعی از نامآوران و نخبهگان یک رشتهی معین در
آن دستاندرکار باشند، یا آن که از امتیازات آکادمیک یا حرفهایِ رسمی
برخوردار باشد، مانند امتیاز «علمی ـ پژوهشی» یا «علمی ـ ترویجی».
اینها که گفتم، الزاما تعاریفی معتبر، برای انواعی شناخته شده از
نشریات نیست و صرفا صفات و ویژهگیهاییست برای یک نشریه و به فهرست
آنها هم میتوان بسیار افزود. برخی از این صفات، چندان واضح و دقیق
نیستند، یعنی گاه ممکن است نتوان نشریهای را به ضرس قاطع واجد آن صفت
یا فاقد آن دانست. «معتبر بودن» و «سرشناس بودن»، صفاتی از این دست
هستند. پیداست که یک نشریه میتواند چندین صفت را با هم دارا باشد.
گرچه مسامحهآمیز و غیردقیق، اما بگذارید در اینجا نشریهای را که یک
یا چند صفت از صفات بالا (یا صفات دیگری از این دست) را به مقداری قابل
توجه داشته باشد، «نشریهی جدی» بنامم.
ارتباط نزدیکی وجود دارد میان «انگیزهی نوشتن»، و صفات مختلف یک
نشریه. و شاید بر اساس این انگیزهها، بتوان مانند نشریات، صفات مختلفی
هم برای نویسندهگان بر شمرد. «نویسندهی حرفهای» کسیست که به خاطر
پولی که دریافت میکند، مینویسد. «نویسندهی نامجو» کسیست که اشتهار
نشریهای او را به نوشتن برمیانگیزاند. «نویسندهی متخصص» به اعتبار
نشریه، و اعتبار نویسندهگان آن توجه میکند. برخی از این صفات، گرچه
ممکن است وجهی منفی بیابند، مثلا حرفهای بودن به مزدوری بگراید، اما
ماهیتا واجد هیچ وجه منفیای نخواهند بود. گرچه در بسیاری از اوقات،
تعقیبکنندهگانِ برخی از این صفات، خود به وجود چنان انگیزههایی در
درون خویش، خودآگاه نیستند، اما صفاتی همچون اعتبار، اشتهار، و درآمد،
انگیزشها و سائقهای طبیعی در اعمال و رفتار آدمیان هستند و تعقیب
آنها به قصد پیشرفت، نه مذموم، که برعکس، کاملاً ممدوح و پسندیده
است. و اصولا در زندهگی دنیوی، تعریفی برای پیشرفت، جز کسب همین
صفات که عامل برتری در دنیا هستند متصور نیست.
ممکن
است نشریهای از هیچ یک از این صفات در حدی قابل توجه برخوردار نباشد
(یا حداقل دستاندرکارانِ آن، چنین پنداری داشته باشند). «نشریهی
محفلی»: نشریهای که جمعی از دوستانِ قدیم (و البته جدید) بنیان
میگذارند برای ماجراجویی، برای بیان دغدغهها یا تجربیاتی که قابل ذکر
میدانند، به دنبال نام، برای طبعآزمایی و قلمآزمایی، برای یافتن
دوستان جدید، یا به هر دلیل دیگر.
باز
همین صفت محفلی بودن، چندان دقیق و واضح نیست. ممکن است این دوستان
محفلی که تصمیم به انتشار نشریه میگیرند، از سرآمدان رشتهی خود
باشند. آن گاه نشریه، هم محفلی است هم معتبر، و به احتمال زیاد سرشناس
هم خواهد شد گرچه ممکن است نه حرفهای باشد نه رسمی. در اینجا منظورم
از محفل، محفلیست که اعضای آن آدمهایی نسبتا معمولی باشند، نه چنان
مشهور که نشریه را به نوع جدی بدل سازد. البته صفاتِ نخبهگی، سرآمدی،
سرشناسی و مانند اینها، نیز صفاتی نسبیاند و مرز میان واجدان و
فاقدان آنها، کاملا روشن نیست.
با
توجه به همهی این ملاحظات، میتوان گفت «نشریهی محفلی» نشریهایست
که برای نوشتن در آن پولی نمیدهند و معمولا اعتبار یا اشتهاری، چندان
که نشریات جدی دارند، ندارد. برای آن که منظورم از نشریهی محفلی
روشنتر شود، به عنوان مثال میگویم که تقریبا همهی نشریات دانشجویی،
وبلاگهای دستهجمعی، و بسیاری از سایتهای اینترنتی غیررسمی مانند
«فروغ»، «کاپوچینو»، و مانند اینها را میتوان نمونههایی از نشریات
محفلی دانست. لازم به ذکر نیست که میزان اعتبار و اشتهار و سایر
«ویژهگیهای مهمی» که یک نشریه میتواند واجد آنها باشد، در این
نشریات که مثال زدم یکسان نیست. برخی، مانند نشریات اینترنتی، از
گسترهی نشر و احتمالا تعداد مخاطبان بیشتری برخوردارند و برخی
محدودترند.
باید
به این فهرست افزود «نشریات تکسرنشین» را که این روزها بسیار باب
شدهاند و مانند کایتسوارانِ آسمان مجازی خودنمایی میکنند تا
زمینیان، از این پایین، از دیدنشان به وجد آیند و برایشان سوت و کف
بزنند: وبلاگ. این نوع نشریات الزاما جزء نشریاتِ «بیویژهگی»
نیستند. چه آن که خلاقترین خلبانان آسمان اندیشه و دانش نیز این روزها
هوای کایتسواریِ تکنفره دارند و سوار بر مرکب وبلاگ، زمیننشینان را
مسحور جولان خود میکنند و به این ترتیب میشوند نشریهی معتبر ِ
سرشناس ِ پرشمار. به هر حال، در این بحث، به انگیزهی نوشتن در وبلاگِ
تک نفره، که انگیزهای شخصی دارد، کاری نداریم.
به
این ترتیب، نشریهی محفلی به دلیل آن که خالی از «ویژهگی»ست،
انگیزهی نوشتن در آن بسیار متفاوت خواهد شد. درآمد یا اعتبار یا حتا
شهرت، چندان که در نشریات جدی برانگیزاننده است، در نشریات محفلی
نیست. طبعآزمایی و قلمآزمایی، جستوجوی نام در گسترهای محدود،
درددلهای شخصی که در نشریات جدیتر جایی برای آنها نیست، و چیزهایی
از این قبیل، انگیزههای نوشتن در نشریات محفلیست. انگیزهی نوشتن در
نشریات محفلی، گاه صرفِ تقویت یا گسترش محفل است. در آن صورت، نشریه یا
نوشتن برای نشریه ابزاری خواهد شد برای پیگیریِ هدفی خارج از خود
نشریه: حضور در جمع دوستان.
انگیزههایی که تاکنون گفته شد، همه خارج از خودِ «نوشتن» بود، اما
نوشتن گاه انگیزههایی دارد غیر از همهی آن چه که گفته شد: «نوشتن
برای آن چه که در نوشته آمده است». یعنی کسی یا کسانی ممکن است
چیزهایی برای گفتن داشته باشند و هدفشان از نوشتن، گفتن آن چیزها
باشد. و به همین قصد، نشریهای تأسیس کنند، یا برای نشریهای مطلب
بنویسند. در این صورت هم، باز نوشتن در نشریهی جدی، با نوشتن در
نشریهی محفلی تفاوت خواهد داشت. کسی که هدفاش از آن چه مینویسد،
پرداختن به موضوعی باشد که دربارهی آن مینویسد، معمولا علاقه دارد که
آن موضوع را کسان بیشتری، یا کسان معتبرتری بخوانند. پس، نشریهی
پرشمار یا نشریهی معتبر انتخابی بهتر برای او خواهد بود تا نشریهی
محفلی (مگر آن که نویسنده، خود چنان معتبر باشد که محل نشر نوشته،
اعتبارش را از او بگیرد. در صورت وجود چنین نویسندهای، نشریه دیگر به
معنایی که در این جا در نظر است، «محفلی» نخواهد بود). چرا نویسندهای
بهرغم ترجیح نشریات جدی، یک نشریهی محفلی را برمیگزیند؟ عدم قوت
کافیِ نوشته، و تعهد به جمع دوستانه میتواند دلایل چنین انتخابی باشد.
دیگر آن که هیچگاه اهداف یا انگیزههای نوشتن را نمیتوان به ترتیبی
که در بالا آمد، چنین واضح و روشن از یکدیگر مجزا ساخت، و تعیین کرد
که نویسندهای برای کدام هدف مینویسد. همهی این اهداف یا انگیزههای
مختلف، با شدتهای متفاوت در هنگام نوشتن حضور دارند، گرچه هنگام
تحلیل، چارهای از تفکیک و تمایز آنها نیست.
از
همهی این تقسیمبندیها و طول و تفصیلها غرض آن که نوشتن در نشریهی
جدی با نوشتن در نشریهی محفلی انگیزههایی متفاوت دارند. کششهایی که
برای نوشتن در نشریات جدی وجود دارد، متفاوت است از کششهایی که در
نشریات محفلی هست. کششهای موجود در نشریهی جدی، به دستاندرکاران آن
امکان جدیتر گرفتن کار را میدهد. این امکان در نشریهی جدی فراهم است
که ضوابط فنی و تخصصی به جای روابط دوستانه و محفلی بر کار حاکم باشد.
نشریهی محفلی محدودتر، کوچکتر و دوستانهتر است. نبود کششهای
نشریهی جدی، از جدیت در نشریهی محفلی کم میکند و بر میزان دوستانه
بودن میافزاید. به همین دلیل، در نشریهی محفلی، رعایت حدی از استقلال
برای نویسندهگان لازم است. این به معنای لزوم تساهل ِ بیجا در کار
نشریهی محفلی نیست، اما برای تداوم کار، دستاندرکاران نشریهی محفلی
باید به تفاوت انگیزشها در این دو نوع کار، و ماهیت کششهایی که در
کارشان وجود دارد، به قدر کافی توجه کنند. ایراد وارد بر این نظر آن
است که توجه بیش از حد به استقلال نویسندهگان، موجب لطمه خوردن به
کیفیتِ کار، و عدم امکان توجه به پیشرفت و توسعهی کیفیست. شاید آن
چه که تا این جا گفته شد، تلویحا متضمن چنین رویکردی باشد، اما قطعا
نشریهی محفلی مجبور به ترکِ توجه به پیشرفت، و بیتوجهی به ارتقای
کیفی و کمی نیست و نباید باشد. هر نگاهی به نشریهی محفلی که آن را
برای همیشه محفلی بخواهد و مانع از نگاه به آینده شود، به نظر من مردود
است. روشی در نشریهی محفلی قابل قبول است که در عین توجه به اقتضائات
خاص چنین نشریهای، که رعایت حدی از استقلال را برای همکاران و
نویسندهگان میطلبد، بتواند بستری نیز برای ارتقای کار و بهبود کیفیت
فراهم آورد. شاید یکی از راههایی که با آن بتوان هم از کیفیت کار
حفاظت کرد، و هم استقلال نویسندهگان را در نظر گرفت، «تصمیمگیری
جمعی» باشد. در نشریات جدی، نویسندهگان، از قبل، تمرینکرده و آماده
هستند. آموزشهای لازم را در مواضع و مواقع دیگر دیدهاند و آنجا،
نشریهی جدی، محل ثمر دادنشان است، اما همکاران نشریهی محفلی،
الزاما چنین نیستند. «آموزشی بودن» یکی از ویژهگیهای نشریهی
محفلیست ـ و این، همان ویژهگیایست که با اتکا به آن میتوان
رویکرد «بهبود کیفیت» را نیز بر مجله حاکم کرد. شاید مسؤولان یک
نشریهی جدی، خود را ملزم به بهشور گذاشتن نظراتشان ندانند. آنها
میتوانند معیارهایی را از پیش بر مطالب نشریه حاکم و آنها را به
نویسندهگان و همکاران خود اعلام و هر مطلبی که آن معیارها را برآورده
نسازد، رد کنند. حتا آنها به همین اندازه هم الزامی ندارند. آنها
میتوانند هر چه را که خود صلاح بدانند قبول و هر چه را صلاح بدانند رد
کنند. اما با توجه به آن چه که گفته شد، به نظر میرسد این شیوه برای
نشریهی محفلی چندان کارآمد نباشد.
جلساتی که کارها، اعم از مطالبِ دریافتی، و سایر امور نشریه، در آنها
به بحث و بررسی گذاشته شود، همهگان نظرات خود را اعلام کنند، و
نتیجهی نهایی در یک فرآیند تصمیمگیریِ جمعی حاصل شود، به نظر من مدلی
مناسب برای همکاری در یک نشریهی محفلیست. مدلی که هم ضامن پیشرفت
است هم حافظ استقلال عمل همکاران.
بعد
از همهی این حرفها، بگویم که تمایز «جدی/محفلی» را برای نشریات، اگر
بخواهیم به عنوان تمایزی عینی و بیرونی که در واقع در میان نشریات وجود
دارد بدانیم، جای اما و اگر بسیار خواهد یافت، چنان که ممکن است کارایی
این بحث را به صفر برساند. بسیاری از دستاندرکاران یا خوانندهگان
نشریهای ممکن است نشریهی خود را جدی و دیگر نشریات مشابه را محفلی
تلقی کنند. امروزه، خصوصا با توجه به وجود ابزار اینترنت و ظهور
نشریات الکترونیکی پرمخاطب، مرز میان جدی و محفلی، به عنوان یک
تقسیمبندی عینی بیش از پیش مخدوش شده است. بسیاری از نشریات
الکترونیکی عامیانه، شمار و شهرتی بسیار بیش از برخی از مجلات تخصصی
دارند (به نظر میرسد که این عصر اطلاعات، بیشتر عصر اطلاعاتِ بیمقدار
است تا اطلاعات پرمحتوا! اگر چنین دستهبندیای مجاز باشد). و از سوی
دیگر بسیاری از شخصیتهای آکادمیک، روزنامههای حتا پرتیراژ را جدی
تلقی نمیکنند، و جز در نشریات علمی ـ پژوهشی مطلب نمینویسند. باری،
تمایز «جدی/محفلی» را مفیدتر است تمایزی ذهنی و نسبی بدانیم. تمایزی که
بیش از آن که در واقعیت وجود داشته باشد (یا بیش از آن که وجود واقعی
آن اهمیت داشته باشد)، در ذهن دستاندرکاران یا خوانندهگان نشریات
وجود دارد، و همین وجود ذهنیست که آن را مهم میسازد. از طرف دیگر،
این تمایز، به دلیل ذهنی بودن، نسبیست. یک نشریه ممکن است برای کسی
بسیار جدی و برای کس دیگر، محفلی یا ابتدایی به شمار آید. آن چه
تعیینکنندهی انگیزهی نوشتن در یک نشریه است، محفلی، یا جدی بودن
نشریه در ذهن نویسنده است نه در واقعیتِ امر.
é |