|
گرگ
محمد معزی
mohammad_m63
[ @ ] yahoo.com
نگارندهی وبلاگ «باران
دوستی»
جوانکی فرورفته در خود از مقابلام گذشت:
با
موهايی بلند و ژوليده
کفش و
لباسهايی مندرس
کيف
سياهی بر دوش
به سخرهاش گرفتم،
يکباره بازگشت!
نگاههامان درگير شد
هراسی درنورديدم
چشماناش چون گرگ میدرخشيد:
گرگی
_
آرام
و خسته
_
در شهر پرسه میزد.
é |