سال سوم، شماره بيست و هشت فروردين 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

بهار

فيروزه‌چينان بهار

آرلاندا

پاره‌ها: پاره‌ی اول

ادبيات و دگرگونی‌های اجتماعی

انسانی جاويدان در ميان خدايان

مجمع‌الجزاير واگويه‌ها

در آخرين دم كه می‌رهی

نمادی هم‌ارز لذت

يارم به كجا رفت؟

به روسپيان می‌مانم

به من بگو «تو»

آدم

رفتن و يكی شدن

ارنواز

گرگ

سينما

نفر دوم

آهای گارسون!

 

 

يارم به كچا رفت

نرگس بابايی

narges_babai [ @ ] yahoo.com

نگارنده‌ی وب‌لاگ «تا شقايق هست»

 

ای سايه که مه بر سر ديوار نشاندی

بر گو که نگارم به کجا رفت؟

با عشق که پرواز نمود؟

گو به کجا رفت؟

ای سايه که هر جا به کنارم بنشينی

گو تا که بدانم که چه بودست گناه‌ام

گو چيست که مستوجب اين رنج و عذاب‌ام

گو چيست گناه‌ام؟

خاموش نشستی به کجا می‌نگری تو

ای سايهی خودجوش

ای درد فراموش

گو از که بپرسم

که يار سحرم کوش؟

ای سايهی مدهوش

اين درد چه بودست

که بر جان بنهادند

اين مردم نالايق بی‌هوش

ای سايه سکوت از چه گزيدی؟

تو راز و نيازم

گريههايم

نشنيدی؟

ای سايه بگو باز بگو تا که بفهمم

يارم به کجا رفت؟

با عشق که پرواز نمود؟

سوی کجا رفت؟

من هر چه که نازيد نيازش بنمودم

جان خود دست گرفته

به فدايش بنمودم

گو بهر چه آمد؟

جان برد

و ليکن به کجا رفت؟

گو! باز بگو،

گو که چرا رفت؟

آه!

يارم به کجا رفت؟

چرا سوی خدا رفت؟

چرا سوی خدا رفت؟

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.