سال سوم، شماره بيست و هشت فروردين 1384
دوهفتهنامهی فرهنگی
بازگشت به صفحهی اول
بايگانی و خاطرههای قديمیتر
بهار
فيروزهچينان بهار
آرلاندا
پارهها: پارهی اول
ادبيات و دگرگونیهای اجتماعی
انسانی جاويدان در ميان خدايان
مجمعالجزاير واگويهها
در آخرين دم كه میرهی
نمادی همارز لذت
يارم به كجا رفت؟
به روسپيان میمانم
به من بگو «تو»
آدم
رفتن و يكی شدن
ارنواز
گرگ
سينما
نفر دوم
آهای گارسون!
نوشتههای پيشين شادی:
هست و نيست، كم و زيادِ فروغ
اگر نمینوشتم، حتما الكلی میشدم
تولدی ديگر
تنهايیام را
عاشق بود، با اين همه!
بهقدر همين شعر
جيغ نارنجی!
نامردمان تلخ و آسمان ابری دل
شادی بيان
shadi.bayan [ @ ] gmail.com
تمام روز
خسته
سردرگم
پريشان
غرقهی كابوس و تب
در احتضار «نبودن»
نفس میريزم و نفرين
شب كه بيايد اما،
پيراهن بيداریام به تن كرده
خزيده به آغوش گرم تيرهگی
و لب بر لب سكوت
شرم و شهوت «بودن» را
برهنه میسازم
é