|
انديشه و شناخت
- بخش دوم
نياز به دين
پ. طاهری
taheri.p
[ @ ] gmail.com
اشاره: در
گفتار پيش، سخن از اين
بود كه تاريخ فرآيندیست پيوسته و جدا كردن مقطعی از آن اصولا منطقی
نيست. حال در اين مجال و مقال با در نظر گرفتن اين كه تاريخ بشری به
نوعی با دينداری آميخته است، میخواهيم نيازمندیاش را به اين مقوله
كنكاش كنيم تا در جستارهای بعدی بتوانيم با توجه به حاصل اين بحث
ببينيم كه بر سر هويت ما در اين ميان چه میآيد.
لازم به گفتن است كه
اگر بحثهای اين بار بیشباهت نيست به آنچه قبلا برایمان باز
گفتهاند، عجله نكنيم و منتظر بمانيم. هنوز در «پيشدرآمد» سخنايم!
اين كه اديان برای چه آمدهاند و چه
ارمغانی برای آدميان آوردهاند، سؤالیست كه از دو منظر میتوان به آن
پاسخ گفت. نخست آن كه به خود دين رجوع كنيم و ببينيم كه از آن چه طلب
میكنيم. منظر ديگر آن است كه می توانيم مقدم بر ورود به عرصهی دين،
مسألهای طرح كرده و در جستوجوی پاسخ باشيم و ببينيم شارع چه میگويد.
يعنی اگر از پيامبر اكرم يا از قرآن بپرسيم كه دين چه نيازی را در
انسان برآورده میكند، به اين نكات بر میخوريم: اول آن كه پيامبران
آمدهاند و رسالت ايشان بشارت است و انذار. آمدهاند تا آدميان را از
پارهای از عواقب سوء بيم دهند و در كنار آن انسان را اميدوار سازند به
نظامی كه در آن اجر و ثواب و زيبايیهايی در انتظار است. يعنی يك شأن
از شؤون دين و يك نقش از نقوش آن بشارت و انذار است. دوم آن كه
پيامبران آمدهاند كه آدميان بر خداوند حجتی نداشته باشند تا بگويند
كه چرا راهنمايی نفرستادی و چرا هدايت نكردی. سوم آن كه اختلاف را از
ميان بردارند چرا كه بعد از هر هدايتی، انحرافیست. بنا بر اين، جواب
درون دينی اين سؤال آن نيست كه آدميان در مقام احتجاج خلع سلاح شوند.
قرار است تا اختلافها از ميان برداشته شوند. و اما مهمتر از پاسخ
دادن به اين سؤال از منظر درون دينی، اين كه آن را از خود بپرسيم، چرا
كه در اين مقوله، انسان و نيازمندیهايش، انسان و سؤالاتاش است كه او
را به هر سويی میكشاند. پس ما بايد بپرسيم كه كدام راه است كه ما را
به سوی دين میبرد و علاجاش تنها در دين است. اگر چنين نيازی نباشد،
اصولا دين به چه كاری میآيد و اگر دين تنها منبع يكتای پاسخگويی به
اين نيازها و تنها راه درمان درد است، آن وقت چه؟ پس شرط روی آوردن به
دين، نيازمندیهای ماست و وجود پاسخ آنها در دين. در غير اينصورت،
انتظار ما از دين چيست؟ اين سؤال را هر فرد ديندار و غيرديندار بايد
از خود بپرسد. دينداران مقلد به معنی صرف به دنبال پاسخی برای اين
سؤال نيستند، اما دينداران محقق چرا. اين كه آن چه بوده است كه مرا به
سوی دين فرستاده، حال جوابهای درون دينی چه میشود؟ پاسخ اين است كه
جواب فراتر از نظريههای مطرح و متداولی كه از دين بر میگيريم و در آن
تفحص میكنيم، قرار دارد.
سخن به درازا كشيد، در فرصت بعد، پاسخ
اين پرسش را از منظرهای برون و درون دينی پی میگيريم.
é |