|
درنا
بيژن باران
aalborzray [ @
] yahoo.com
نگارندهی وبلاگ «پيك
پارسی»
برون
ز آب، بر صخره
تنها
به مساحی ايستاده
قامت
قديمی روح رود.
بر
تک پای کشيده،
پر
خاکستری آبي،
نوک
بلند در امتداد گردن باوقار،
با
ديدهگان تيز، آب را میبيند در لغزش مار.
سفيد
کف پيچش تند ناهموار
_ فوج
موج _
زمزمهی تنهايی رود.
سنگهای بستر، خزان ز يخ دير دوران شمال
در
آبهای روان ز برف کوه، چشمههای فصول، باران بهار.
ساکنان نخستين، آبزيان، آمده از آبهای ولرم کنارهها.
با
پرورش طبيعت، شنا به سوی دريای بیکران.
درنا،
در انفراد انديشهی دراز، طرحهای دور،
فارغ
ز لحظهی عکس سينه بر جاری آب و نور
ايستاده بر سايهی خود در خاموشی آسمان فراموشی.
é |