سال سوم، شماره پنج تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

اين مردم همان مردم‌اند

طرح يک پيکره

انديشه و شناخت: تقليد، فقه و حيله در احكام

نيچه و زايش تراژدی

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (1)

درنا

مردی تمام عيار

اميد

چراغ اين خانه

اگر پرنده بگريد و ...

كله‌پرسه

كلمه: تقديم به ...

عصرهای خواب‌آلود

F'inita la Comedia

صدای رنگ‌ها

حالا كه بيدار نمی‌شوی

چهار شعر: رابعه و ...

 

 آخرين سروده‌های بيژن:

 رود

 سحر

 حجم

 پرچم

 بهار

  

 

درنا

بيژن باران

aalborzray [ @ ] yahoo.com

نگارنده‌ی وب‌لاگ «پيك پارسی»

 

برون ز آب، بر صخره

تنها به مساحی ايستاده

قامت قديمی روح رود.

 

بر تک پای کشيده،

پر خاکستری آبي،

نوک بلند در امتداد گردن باوقار،

با ديده‌گان تيز، آب را می‌بيند در لغزش مار.

 

سفيد کف پيچش تند ناهموار

_ فوج موج _

زمزمه‌ی تنهايی رود.

سنگ‌های بستر، خزان ز يخ دير دوران شمال

در آب‌های روان ز برف کوه، چشمه‌های فصول، باران بهار.

ساکنان نخستين، آب‌زيان، آمده از آب‌های ولرم کناره‌ها.

 

با پرورش طبيعت، شنا به سوی دريای بی‌کران.

 

درنا، در انفراد انديشه‌ی دراز، طرح‌های دور،

فارغ ز لحظه‌ی عکس سينه بر جاری آب و نور

ايستاده بر سايه‌ی خود در خاموشی آسمان فراموشی.

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.