سال سوم، شماره پنج تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

اين مردم همان مردم‌اند

طرح يک پيکره

انديشه و شناخت: تقليد، فقه و حيله در احكام

نيچه و زايش تراژدی

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (1)

درنا

مردی تمام عيار

اميد

چراغ اين خانه

اگر پرنده بگريد و ...

كله‌پرسه

كلمه: تقديم به ...

عصرهای خواب‌آلود

F'inita la Comedia

صدای رنگ‌ها

حالا كه بيدار نمی‌شوی

چهار شعر: رابعه و ...

 

 باز هم از فرزانه در همين شماره:

 نيچه و زايش تراژدی

 

 

 

صدای رنگ‌ها

فرزانه فراهانی

farzanehf [ @ ] gmail.com

نگارنده‌ی وب‌لاگ «كتيبه»

 

هشت ساله بودم،

صدای رنگ‌ها مرا می‌ترساند،

موشک‌ها چون موش‌های موذی و ناخوانده خانه‌مان را می‌سوزاندند،

عروسک‌ام می‌سوخت و مادرم!

پروانه‌های کاغذی در دست پدر مچاله می‌شدند

و من درخاکستر نگاه لباس‌هايم می‌ماندم!

 

صدای رنگ‌ها مرا می‌ترساند

و حتا چسب‌ها هم برای شيشه‌ها کاری نمی‌کردند!

ام‌روز عروسک پارچه‌ای‌ام بعد هفده سال پيدا شده است،

دست‌های سوخته‌اش چون ناخن‌های جويده‌ی من دردناک‌اند.

رنگ‌ها ديگر صدا ندارند

و من برهنه‌گی نگاه‌ام را با رنگی بی‌صدا می‌پوشانم

رنگی سرد، بر پوچی انتخاب‌های اجباری‌ام!

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.