سال سوم، شماره پنج تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

اين مردم همان مردم‌اند

طرح يک پيکره

انديشه و شناخت: تقليد، فقه و حيله در احكام

نيچه و زايش تراژدی

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (1)

درنا

مردی تمام عيار

اميد

چراغ اين خانه

اگر پرنده بگريد و ...

كله‌پرسه

كلمه: تقديم به ...

عصرهای خواب‌آلود

F'inita la Comedia

صدای رنگ‌ها

حالا كه بيدار نمی‌شوی

چهار شعر: رابعه و ...

 

اگر پرنده بگريد و ...

فيروزه خرم‌شاهی

 

فيروزه‌ی خرم‌شاهی متولد تهران است. او دانش‌آموخته‌ی کارشناسی مهندسی شيمی در گرايش صنايع غذايی از دانش‌گاه پلی‌تکنيک تهران (امير کبير) است. علاقه‌ی بسيار وی به فرهنگ و ادبيات فارسی باعث شد که در کنار اقدام به تحقيقات در رشته‌ی تحصيلی به سرايش و نوشتن نيز اهتمام ورزد. شعر برای او نوعی سخن گفتن است. سخنی از روی ساده‌گی برای گفت‌وگو با مردم و دريچه‌ای‌ست به افق‌های دوستی، مدارا و زيبايی‌ها.

 

يك شعر از مجموعه‌ی «اگر پرنده بگريد»:

 

ما اهل جنگل‌ايم

پدرم

رنج ساليان را

با نگاه‌اش

روی شاخه‌های درختان

تقسيم می‌کند.

وقتی نگاه‌اش را

به درخت کهن‌سال خانه

می‌دوزد

و مادر

آهنگ عبور سال‌ها را

در موسيقی کلام‌اش

می‌نوازد.

ما اهل جنگل‌ايم.

از فراوانی سبزينه‌های فکرمان.

وقتی که بيشه تاريک است،

فکر ما روشنای راه بی‌عبور می‌شود.

ما اهل جنگل‌ايم

و رودها را

از ميانه‌های راه‌های سنگی

عبور می‌دهيم.

پدر در فکر گذر از ساليان

و مادر در فکر ياری او

در اين دل‌تنگی.

رودها

بی‌صدا

راه باز می‌کنند

و مغرورتر از ابرها

سيلان آب را روی

شانه‌هايشان

انکار می‌کنند

رودها،

مسير تردد ساليانی‌اند

که پدر

در جست‌.جوی از دست رفتن‌شان

می‌گريد!

 

و شعری هم از مجموعه‌ی «شهر بی‌نام»:

 

وقت مهربانی، وقت خشم

مثل تو

وقت مهربانی

مثل تو

وقت خشم

هيچ کس نيست.

حدی‌ست

ميان اين دو

که تو نشناخته‌ای.

...

اگر نبود فراموشی‌ام

دوستی‌مان

چندی پيش

رخت بربسته بود.

 

برای تهيه‌ی آثار شاعر می‌توانيد با نشانی پست الكترونيكی مجله در تماس باشيد و تقاضايتان را برای تهيه‌‌شان مطرح كنيد.

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.