سال سوم، شماره پنج تير 1384
دوهفتهنامهی فرهنگی
بازگشت به صفحهی اول
بايگانی و خاطرههای قديمیتر
اين مردم همان مردماند
طرح يک پيکره
انديشه و شناخت: تقليد، فقه و حيله در احكام
نيچه و زايش تراژدی
ريشهها - دانش پهلوانی (1)
درنا
مردی تمام عيار
اميد
چراغ اين خانه
اگر پرنده بگريد و ...
كلهپرسه
كلمه: تقديم به ...
عصرهای خوابآلود
F'inita la Comedia
صدای رنگها
حالا كه بيدار نمیشوی
چهار شعر: رابعه و ...
نوشتههای پيشين ايليا:
لانهی لبخند و كلام
تخدير
برهان قاطع
به من بگو «تو»
پيوند
ايليا ديانوش
ilia_dianoush [ @ ] yahoo.com
كچلكچل كلاچه
روغن كلهپاچه
طَبَق پر از زبونه
هيچي نگو به ما چه!
زبونِ تند و قرمز
گوشاِتو ميخراشه
درازيِ زبونات
حتما بايد كوتا شه
*
چشماتو چار تا نكن
پلكاتو هي وا نكن
سَرِتو بنداز پايين
نگاتو بالا نكن
نِگا نِگا نداره
نبين كه را نداره
چشماشو دور ببيني
چشماتو در میآره
ديوار و موش و فالگوش
نيش نره تا بناگوش
بنا بذار به زاري
بيشين كه حال نداري
آب و پياز و دنبه
گوشاِت يه وقت نجنبه
چه حرف و چه نوشته
گوشِت گوشتِ خورشته
پاييزه يا بهاره؟
اينهمه فكر نداره
مغزتو در میآره
تنگِ چشات ميذاره
نه سيخ و نه كبابپز
جون ميده مغزِ آبپز
كلهي پوك چه بهتر
صفاي تو سبكسر!
دَس ميخورن يا پاچه؟
چيكار داري؟ به ما چه؟
پات رُو گليمات باشه
دس نزني به تاقچه
يه پُرس دو پُرس ملامت
سلامِ بي سلامت
اين جمله يك سؤاله
سؤالِ بي علامت
é