سال سوم، شماره پنج تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

اين مردم همان مردم‌اند

طرح يک پيکره

انديشه و شناخت: تقليد، فقه و حيله در احكام

نيچه و زايش تراژدی

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (1)

درنا

مردی تمام عيار

اميد

چراغ اين خانه

اگر پرنده بگريد و ...

كله‌پرسه

كلمه: تقديم به ...

عصرهای خواب‌آلود

F'inita la Comedia

صدای رنگ‌ها

حالا كه بيدار نمی‌شوی

چهار شعر: رابعه و ...

 

 باز هم از محمود در همين شماره:

 ريشه‌ها - دانش پهلوانی

 

 

 

چهار شعر: رابعه و ...

محمود كوير

mahmoodkavir [ @ ] hotmail.com

 

رابعه

باز رابعه

پاييز و پريشان

از خم بازار کاه‌فروشان

به تازيانه گذشت.

حالا من

پيراهن خيس اين قناری را

بر کدام شاخه ی باد بياويزم!

دل ديوانه!

 

سماع

بال بنفشه از اردی‌بهشت آورده‌ام

برای زخم سينه‌ی پوينده

با چند قطره آواز قناری

برای گلوی مختاری

سماع عاشقان کجاست!

 

بامدادی

بی‌گمان بامداد پنج‌شنبه آبی‌ست

و شاخه‌ای بهار نارنج

به گوشه‌ی گيسوان‌اش

و دفی از سپيده در آغوش‌اش.

 

گردوی گريه

هدهدی خسته

در خيابان‌های خيس می‌خواند:

گردو فالی به يک سکه خسته‌گی

گردو فالی به يک پياله درد

گردو فالی به نان سنگک و انگور

گردو فالی به خنده‌های ربابه

گردو فالی به خواب کفش کتانی!

خيابان خاموش جيغی می‌کشد سياه.

قبای هق هق و اندوه

در خزان می‌پيچد

و خون شتک می‌زند

به کاکل ماه.

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.