سال سوم، شماره نوزده تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ارزش آزادی

سبكی تحمل‌ناپذير وب‌لاگ

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (2)

كهنه‌گی

صورتك‌های يك آدم نابلد

بازگويی يك روايت تكراری

دوست من، هم‌دم‌ام

ديدار

هر كسی جايی دارد

سكوت اما ...

آشتی با بهشت و روز بعد از پاييز

آونگ لب‌خند

درياهای فراموش شده

آداجيو

Dance macabre - دو

دو شعر: نجوای ساكت انديشه

حرام شده‌ام

سبك

سواران مشتاق مقصد

 

 

دو شعر: نجوای ساكت انديشه

فرزانه فراهانی

farzanehf [ @ ] gmail.com

نگارنده‌ی وب‌لاگ «كتيبه»

 

1

نجوا

سکوت شب را شکست.

ره‌روان ترسیدند،

که سکوت عادت‌شان بود.

ماه بر آمد،

دشت روشن شد،

ره‌روان ترسیدند،

که تاریکی عادت‌شان بود،

دست‌ها یکی شدند

ره‌روان

باز هم ترسیدند،

که گسسته‌گی عادت‌شان بود!

 

 

2

سکوت را به تمامی سودای اندیشه است

بدان‌سان که نجوا را زمزمه،

پچپچه را فریاد

تردید را ایمان.

 

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.