سال سوم، شماره نوزده تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ارزش آزادی

سبكی تحمل‌ناپذير وب‌لاگ

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (2)

كهنه‌گی

صورتك‌های يك آدم نابلد

بازگويی يك روايت تكراری

دوست من، هم‌دم‌ام

ديدار

هر كسی جايی دارد

سكوت اما ...

آشتی با بهشت و روز بعد از پاييز

آونگ لب‌خند

درياهای فراموش شده

آداجيو

Dance macabre - دو

دو شعر: نجوای ساكت انديشه

حرام شده‌ام

سبك

سواران مشتاق مقصد

 

آونگ لب‌خند

حامد حسينی وقار

donjose_h [ @ ] yahoo.com

 

 

بخشی از نامه‌ی حامد، هم‌راه تازه‌ی فروغ، كه با حفظ لحن‌اش خواندن‌اش خالی از لطف نيست:

سلام!

نمی‌دونم چرا، اما دوست دارم که بنويسم. شايد به خاطر اين که جای خالی «اونو» توی مجله حس کردم، شايد هم اين شماره اين جوريه. نمی‌دونم آخه اين اولين باره که اونو خوندم و البته از اين جريان خوش‌حال‌ام. زياد دردسرتون نمی‌دم. آخر حرف‌هام می‌خوام اين شعرو تقديم کنم به تمامی کسانی که هنوز شکوه لب‌خند «اونو» باور دارند. يا علی!

 

ساعت يک _ 01:00

 

چونان ذره‌ای در نوسان زيبايی

تاب خورديم

از سکون من تا دو باره‌ی تو

لحظه‌ای در احساس صميمی تو درنگ کرديم

و لحظه‌ای ديوانه‌وار در مارپيچ حيرت

خنديديم

و گرديديم

ای آونگ بی‌کرانه‌گی!

 

ساعت شش _ 06:00

 

تيک تيک ساعت

بدون عجله

ضربان نبض ابديت را

سبزتر و سرشارتر از روی دوش فکر بر می‌دارد

و تنها، جريان

تنها، ادراک محض

تنها، همان سخن هميشه

 

ساعت صفر _ 00:00

 

عقربه‌ها ايستادند

و ثانيه‌ها در دشت توحيد چرا می‌کنند

و تمنای دوام آن لب‌خند

بهانه‌ی بودن ما شد.

 

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.