سال سوم، شماره نوزده تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ارزش آزادی

سبكی تحمل‌ناپذير وب‌لاگ

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (2)

كهنه‌گی

صورتك‌های يك آدم نابلد

بازگويی يك روايت تكراری

دوست من، هم‌دم‌ام

ديدار

هر كسی جايی دارد

سكوت اما ...

آشتی با بهشت و روز بعد از پاييز

آونگ لب‌خند

درياهای فراموش شده

آداجيو

Dance macabre - دو

دو شعر: نجوای ساكت انديشه

حرام شده‌ام

سبك

سواران مشتاق مقصد

 

كهنه‌گی

نيلوفر ذكايی

niloofarz56 [ @ ] yahoo.com 

 

يك زن سودانی تغذيه نشده در حال زايمان فرزندی‌ست تا يك دهان گرسنه‌ی ديگر را به اين كشور قحطی‌زده اضافه كند.

 

يك منطقه‌ی جغرافيايی پر از منابع زمينی كه آبشخور ممالك متمدن‌‌اند. بر بهشت زمين زنده‌گی می‌كنند بدون برخورداری از زنده‌گی بهشتی اين سرزمين! كنار مزرعه‌ی گندم، پای معدن به دنيا می‌آيند و نمی‌دانند چرا يا زنده‌گی برای چيست.

بر حسب اتفاق به وجود می‌آيند و تمام عمر را كار می‌كنند تا لحظه‌ی مرگ، كه شايد انتهای سن باشد، شايد هم توی معدن يا درگيری‌های بومی كشته شوند.

تفاوتی بين هيچ چيزشان نيست. نه زن و مرد نه پوشش كه می‌تواند پارچه باشد، اما به اندازه‌ی برگ. و پوست تيره‌شان كه لخت، مدام زير آف‌تاب در حال حركت و توليد است. شايد تنها تفاوت زن و مردشان در باربری زنان باشد.

كهنه‌ی كهنه! راه رفتن كهنه، غذا خوردن كهنه، خوابيدن كهنه، مستعمره‌گی كهنه، توليد مثل كهنه، به دنيا آمدن كهنه، و مرگ كهنه ...

منبع عكس: كتاب قرن (Century)، انتشارت فيدون (Phadone)

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.