|
كهنهگی
نيلوفر ذكايی
niloofarz56 [
@ ] yahoo.com
|

يك زن سودانی تغذيه نشده در حال زايمان فرزندیست
تا يك دهان گرسنهی ديگر را به اين كشور قحطیزده اضافه كند. |
يك
منطقهی جغرافيايی پر از منابع زمينی كه آبشخور ممالك متمدناند. بر
بهشت زمين زندهگی میكنند بدون برخورداری از زندهگی بهشتی اين
سرزمين! كنار مزرعهی گندم، پای معدن به دنيا میآيند و نمیدانند چرا
يا زندهگی برای چيست.
بر حسب
اتفاق به وجود میآيند و تمام عمر را كار میكنند تا لحظهی مرگ، كه
شايد انتهای سن باشد، شايد هم توی معدن يا درگيریهای بومی كشته شوند.
تفاوتی
بين هيچ چيزشان نيست. نه زن و مرد نه پوشش كه میتواند پارچه باشد، اما
به اندازهی برگ. و پوست تيرهشان كه لخت، مدام زير آفتاب در حال حركت و
توليد است. شايد تنها تفاوت زن و مردشان در باربری زنان باشد.
كهنهی
كهنه! راه رفتن كهنه، غذا خوردن كهنه، خوابيدن كهنه، مستعمرهگی كهنه،
توليد مثل كهنه، به دنيا آمدن كهنه، و مرگ كهنه ...
منبع عكس: كتاب قرن
(Century)، انتشارت فيدون
(Phadone)
é |