سال سوم، شماره نوزده تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ارزش آزادی

سبكی تحمل‌ناپذير وب‌لاگ

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (2)

كهنه‌گی

صورتك‌های يك آدم نابلد

بازگويی يك روايت تكراری

دوست من، هم‌دم‌ام

ديدار

هر كسی جايی دارد

سكوت اما ...

آشتی با بهشت و روز بعد از پاييز

آونگ لب‌خند

درياهای فراموش شده

آداجيو

Dance macabre - دو

دو شعر: نجوای ساكت انديشه

حرام شده‌ام

سبك

سواران مشتاق مقصد

 

 نوشته‌های پيشين ساناز:

 كلمه: تقديم به ...

 تو كری

 رد

 نفر دوم

 زنبورهای وحشی

 

 

آداجيو

ساناز سيداصفهانی

sanaz_s_esfahani [ @ ] yahoo.com

 

تقديم به مرحوم استاد مرتضا حنانه

 

در سال‌روز تولدت

فرياد می‌زنم:

خوب شد كه رفتي

و نديدي

با نام تو

صحنه چه‌گونه آتش گرفت از غرور

و آميخته‌گی نت‌ها

چه‌گونه وقيحانه له شد

و

خط‌های اتصال و اتحاد شهيد شدند

و

وارثان تو

چون ماری دورم پيچيدند

و چرخيدند و چرخيدند

تا استخوان‌های نحيف‌ام را با نام تو خرد كردند!

آری، با نام تو!

_ كه سجده‌اش كردم در همه‌ی ميزان‌های «هزاردستان» _

سونات عاشقانه‌ی من بود كه

چنگ خورد

و ضرب ديد

و همه فالش شد

و همه به خاكسترش

كه از صبر من بود

پوزخند زدند.

آری، حقيقت سرانجام من است

_ حماسه‌ی دختری كه سراسر قطعه‌ای بود

سنگين

آداجيو.

تو به دست پاييز سپرده شدی

و نديدی

كه لب‌هايم

به نام تو

سرد شد از تب مرگ.

بيا

و بگذار مژده بدهند كه تولد دوباره‌ات نشان دارد

از قطعه‌ای پر از خط‌های اتصال

و اتحاد

و ميزان‌هايی بی سكوت و صبر

همه يك‌رنگ

همه عين حقيقت

بگذار من اين بار فرار كنم از تله

 

بيا،

بيا

و برای‌ام قطعه‌ای بساز

كه مظلوميت‌ام را

فرياد بزند.

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.