|
آداجيو
ساناز سيداصفهانی
sanaz_s_esfahani
[ @ ] yahoo.com
تقديم به
مرحوم استاد مرتضا حنانه
در
سالروز تولدت
فرياد
میزنم:
خوب شد كه
رفتي
و نديدي
با نام تو
صحنه
چهگونه آتش گرفت از غرور
و
آميختهگی نتها
چهگونه
وقيحانه له شد
و
خطهای
اتصال و اتحاد شهيد شدند
و
وارثان تو
چون ماری
دورم پيچيدند
و چرخيدند
و چرخيدند
تا
استخوانهای نحيفام را با نام تو خرد كردند!
آری، با
نام تو!
_ كه
سجدهاش كردم در همهی ميزانهای «هزاردستان» _
سونات
عاشقانهی من بود كه
چنگ خورد
و ضرب ديد
و همه
فالش شد
و همه به
خاكسترش
كه از صبر
من بود
پوزخند
زدند.
آری،
حقيقت سرانجام من است
_ حماسهی
دختری كه سراسر قطعهای بود
سنگين
آداجيو.
تو به دست
پاييز سپرده شدی
و نديدی
كه
لبهايم
به نام تو
سرد شد از
تب مرگ.
بيا
و بگذار
مژده بدهند كه تولد دوبارهات نشان دارد
از
قطعهای پر از خطهای اتصال
و اتحاد
و
ميزانهايی بی سكوت و صبر
همه
يكرنگ
همه عين
حقيقت
بگذار من
اين بار فرار كنم از تله
بيا،
بيا
و برایام
قطعهای بساز
كه
مظلوميتام را
فرياد
بزند.
é |