سال سوم، شماره نوزده تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ارزش آزادی

سبكی تحمل‌ناپذير وب‌لاگ

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (2)

كهنه‌گی

صورتك‌های يك آدم نابلد

بازگويی يك روايت تكراری

دوست من، هم‌دم‌ام

ديدار

هر كسی جايی دارد

سكوت اما ...

آشتی با بهشت و روز بعد از پاييز

آونگ لب‌خند

درياهای فراموش شده

آداجيو

Dance macabre - دو

دو شعر: نجوای ساكت انديشه

حرام شده‌ام

سبك

سواران مشتاق مقصد

 

 

حرام شده‌ام

زيبا كاوه‌ای

ziba_kavehi [ @ ] hotmail.com

 

آشنا!

حرام شده‌ام

و مرده‌ام حتا به درد هيچ مراسمی نمی‌خورد

چند سو تر از همين روزهای متعجب

كه دست‌هايم هی به زمين می‌افتند

و پاهايم به خواب دويدن می‌روند

گوش‌هايم آن‌قدر سنگين شدند

كه انگار حرف‌های چاق اين روزها هم

سهم تمام صداهای قديم را خورده‌اند

كه دهان‌ام اين همه باز مانده است

حيرت نكرده‌ام

تنها در فاصله‌ی دردناك تنفسی ناگهان دريافتم

كه حرام شده‌ام

و مرده‌ام حتا به درد هيچ مراسمی نمی‌خورد

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.