سال سوم، شماره دو مرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

در اين بن‌بست

در ترجمه‌ی متون تخصصی

تو می‌گويی كه «انقلاب» را ...

باله‌ای از انديشه

مقاومت در وب‌لاگ

ريشه‌ها - داستان پهلوانی (1)

افسرده‌گی

از تناقض‌های مدرن

بر پهنه‌ی فارس

خانواده‌های خود-ويران‌گر

گور مشترك

خلوت

آن ديگری

دو شعر: گم‌گشته و بودن

شب عور

تصورات مبهم من

قصيده‌ی قوس و قزح

پرديتا

به انتظار ...

بهشت

 

 باز هم از علی‌رضا در همين شماره:

 گور مشترك

 

 

 

خانواده‌های خود-ويران‌گر

با نگاهی به نمايش «چشم‌اندازی از پل»

علی‌رضا حسين‌آبادی

alireza2004_h [ @ ] yahoo.co.uk

نگارنده‌ی وب‌‌لاگ «حيرانی‌های يك روزنامه‌نگار»

 

«چشم‌اندازی از پل» نمايش‌نامه‌ای‌ست از «آرتور ميلر» كه «منيژه محامدی» آن را ترجمه و كارگردانی كرده است (اين نمايش تا پايان نيمه‌ی دوم تير ماه گذشته در تالار اصلی تآتر شهر در حال اجرا بود).

 

در باره‌ی آرتور ميلر

آرتور ميلر يكی از برجسته‌ترين نمايش‌نامه‌نويسان آمريكايی‌ست كه جايزه‌ی پوليتز، يكی از معتبرترين جايزه‌های ادب و هنر جهان، را نيز برده است. او در آستانه‌ی نود ساله‌گی بر اثر نارسايی قلبی در منزل خود در دهم فوريه 2005 درگذشت.

آرتور ميلر در آثار خود فروپاشی روزافزون جامعه‌ی آمريكايی را بازگو می‌كند. نمايش‌نامه‌ی «مرگ دست‌فروش» _ به خاطر همين نمايش‌نامه جايزه‌ی پوليتزر را در سال 1949 برد _ يكی از به‌ترين آثار اوست. او در اين اثر رؤيای آمريكايی بودن را كه به انحراف كشيده شده، به نمايش می‌گذارد. «همه‌ی پسران من» و «كوره‌ی امتحان (جادوگران شهر سليم)» از ديگر آثار اوست.

ميلر و مونرو در سال آغاز ازدواج‌شان

او در جايی گفته بود كه آثارش حول محور اين پرسش است كه آيا ام‌روزه در زنده‌گی خانواده‌هايی كه فرو پاشيده‌اند و مردمی كه ديگر برای مدت طولانی در يك مكان به‌سر نمی‌برند، ريشه و پايه‌ای باقی مانده است؟

ميلر در سال 1956 با «مريلين مونرو» كه يكی از سرشناس‌ترين ستاره‌های سينمای آمريكا بود، ازدواج كرد كه تا سال 1961 با خودكشی مريلين مونرو، اين زنده‌گی مشترك كه عميق‌ترين اثر را در زنده‌گی و آثار او بر جای گذاشت، ادامه داشت. ميلر در باره‌ی شخصيت مريلين مونرو گفته بود كه او آدمی «خود-ويران‌گر» است و تمام سعی‌ام را كردم كه مشكلات‌اش را حل كند، اما توفيق چندانی نداشتم. ميلر همين موضوع «خود-ويران‌گری» را  نيز به آثار و به‌خصوص به شخصيت‌های نمايش‌نامه‌هايش ارجاع می‌دهد.

 

چشم‌اندازی از پل

ميلر در چشم‌اندازی از پل باز هم مطابق ساير آثارش ويران‌گری و فروپاشی يك خانواده‌ی آمريكايی را در فضايی خشن به نمايش می‌گذارد كه اتفاقا نطفه‌ی اين ويران‌گری عشق است. بر خلاف ديدگاه ديگران به ميلر، معتقدم كه در چشم‌اندازی از پل، ميلر عشق را عاملی برای ويران‌گری و از هم گسيخته‌گی خانواده‌ی «ادی» معرفی می‌كند. درست است كه در اين نمايش‌نامه به وضعيت و ساخت متزلزل خانواده‌های آمريكايی (اگرچه مهاجرنشينان) پرداخته شده و در طول نمايش با انحطاط و از هم گسيخته‌گی آن‌ها مواجه می‌شويم، اما اين  پرسش پيش می‌آيد كه چه چيزی موجب اين ويرانی شده است. در لايه‌ی اول و سطحی داستان، از طرفی تمايلات مردسالارانه‌ی شخصيت محوری نمايش «ادی» و از سوی ديگر، اوضاع نابه‌سامان اجتماعی حاكم بر جامعه‌ی آمريكاست كه اين خانواده را به سرازيری سقوط سوق می‌دهد. در لايه‌ی درونی و زيرين آن، بحران از نقطه‌ای آغاز می‌شود كه بين «كاترين»، دخترخوانده‌ی ادی، و «رودلفو» ارتباطی عاشقانه برقرار می‌شود. ميلر در چشم‌اندازی از پل به يك ساخت‌شكنی عميق در مفهوم عشق دست يافته است. در اين‌جا اگر چه عشق  كاترين و رودلفو  به تشكيل يك خانواده‌ی جديد منجر می‌شود، ولی از طرفی بنيان خانواده‌ی ادی را از هم می‌پاشد. عشقی كه منجر به نابودی خانواده‌ی ادی و كاترين می‌شود. اگرچه ميلر موضوع زايايی عشق را در اين‌جا نيز با زيركی خاصی ناديده نمی‌گيرد.

ادی يك مهاجر ايتاليايی‌ست كه با زن‌اش و دختر خواهرزن‌اش كه پدر و مادرش را در دوران كودكی از دست داده، در نزديكی يك اسكله زنده‌گی می‌كنند. با ورود پسرعموهای زن‌اش از ايتاليا به خانه‌ی آن‌ها زنده‌گی‌شان دچار تغييراتی می‌شود كه منجر به نابودی خود ادی می‌شود. «رودلفو»، پسری شيطان و ناشی با موهای بلوند، به محض ورود به خانه‌ی ادی با كاترين، دخترخوانده‌‌ی او رابطه‌ی صميمانه و بعد عاشقانه برقرار می‌كند، اما ادی حاضر به پذيرش اين رابطه نيست و تنفر خود را از رودلفو نمی‌تواند پنهان كند.

ميلر در پس‌زمينه‌ی اين نمايش‌نامه به رابطه‌های پنهانی و درونی شخصيت‌ها می‌پردازد. رابطه‌ای از نوع «اديپ و الكترا» كه اين بار جای‌گاه‌ها عوض شده است و به جای عشق دختر به پدر، عشق پدر به دختر به نمايش گذاشته می‌شود.

ادی به كاترين بسيار علاقه‌مند است (از نوع  پدری) و در لايه‌های پنهان اين علاقه می‌توان به تمايلات اروتيك ادی هم نسبت به كاترين رسيد. در جايی از نمايش‌نامه، هم‌سر ادی به كاترين تذكر می‌دهد: "چرا با لباس خواب جلوی ادی ظاهر شدی؟" هم‌سر ادی در واقع به اين تمايل پنهانی ادی نسبت به كاترين واقف است. ادی حاضز نيست قبول كند كه كاترين بزرگ شده و در اين شرايط می‌تواند به مردی عشق بورزد كه به نظر او هم‌سر خوبی برای آينده‌اش است.

شايد به ظاهر قصه‌ی اين نمايش‌نامه مبتنی بر روايت تقابل دو نسل تلقی شود، اما موضوع اصلی در اين نمايش‌نامه رابطه‌های كاملا درونی بين شخصيت‌هاست. رابطه‌هايی كه در درون خودشان «خود-ويران‌گر»ند. و همين موضوع خود-ويران‌گری‌ست كه خانواده‌ی ادی را به سمت فروپاشی و از هم گسيخته‌گی سوق می‌دهد،  به حدی كه ادی در تقابل با مشكل پيش آمده، محبور به خودكشی می‌شود.

ميلر در چشم‌اندازی از پل، ادی را در سير خطی روايت ابتدا آدمی قوی و مسلط به اوضاع خانواده معرفی می‌كند، اما هر چه داستان پيش‌تر می‌رود، متوجه می‌شويم كه او در برخورد با برخی مشكلات نمی‌تواند منطقی عمل كند. اين‌جاست كه ما با آگاهی منطق ادی را نمی‌پذيريم، ولی رفتارهای او حس هم‌ذات‌پنداری ما را با خود هم‌راه دارد. و حتا گاهی مواقع با او همراه می‌شويم، درك‌اش می‌كنيم و حق را به او می‌دهيم.

او در بخشی از نمايش‌نامه به موضوعی جدا از رابطه‌ی ادی با كاترين، اشاره‌ای گذرا و ذهنی به رابطه‌ی ادی با رودلفو دارد. رابطه‌ای از نوع انحراف‌های جنسی كه شايد عامل آن محيط خشن و كارگر‌ی‌ای‌ست كه ادی در آن قرار دارد. پسری كه خوش‌قيافه است، و به نظر ادی مثل زنان، می‌تواند مردان را سرگرم كند. در يكی از صحنه‌های نمايش ادی برای تحقير رودلفو او را در مقابل چشمان كاترين مثل زنان می‌بوسد.

دغدغه‌ی ميلر در چشم‌اندازی از پل در همان پرسش معروف‌اش اين بار نيز در يك اسكله و شهرك مهاجرنشين به نمايش گذاشته می‌شود.

 

اجرای چشم‌اندازی ...

ميزانسن صحنه در چشم‌اندازی از پل با كارگردانی منيژه محامدی دارای سه لايه‌ی متفاوت است كه بازی‌گران در اين سه لايه به ايفای نقش می‌پردازند. لايه‌ی اول كه در ابتدای صحنه و خارج از فضای دكورهاست و در واقع نزديك‌ترين بخش صحنه به تماشاگر است. در اين لايه، بازی‌گران بدون حضور در اجزاء صحنه و دكور به تنهايی نقش خود را اجرا می‌كنند كه به نظر موفق‌ترين قسمت‌های بازی بازی‌گران در همين بخش به اجرا در می‌آيد. در اين فضا ديالوگ‌ها بسيار راحت و بدون مزاحمت ادا می‌شوند و حس بازی‌گران به خوبی در پذيرفتن نقش‌شان مشهود است. به‌خصوص ايفاگر نقش «آقای آلفيری» در روايت كردن داستان و يا حتا صحنه‌ی آخر، يعنی نزاع بين ادی و «ماركو» از صحنه‌های موفق نمايش‌اند.

لايه‌ی دوم خانه‌ی ادی‌ست كه با چند مبل راحتی، يك ميز، وسايل آشپزخانه و ... ميزانسن آن بسته شده است. البته نمايی از آپارتمان هم‌سايه‌ها با دو پنجره و دفتر كار آلفيریِ وكيل نيز در اين لايه قرار دارند. در اين بخش از صحنه اتفاقات درون منزل ادی می‌افتد. رفت‌وآمدهای بی‌مورد كاترين، حركات اضافه‌ی بازی‌گران، عدم ضرورت حضور برخی از بازی‌گران در صحنه و استفاده مكرر و نابه‌جا از وسايل (مثلا استفاده‌ی مفرط از قوطی‌های آب‌جو) و اضافه بودن برخی صحنه‌ها (مثل شام خوردن اعضای خانواده) و حتا ماندن آلفيری در دفتر كارش تا پرده‌ی ديگر نمايش همه از جمله خطاهايی‌ست كه در اين بخش از صحنه اتفاق می‌افتند.

و اما لايه‌ی سوم كه در عمق صحنه هست و به نظر می‌آيد كه اصلی‌ترين بخش صحنه است، ميزانسن بارانداز و پل است كه محامدی برای ساخت آن هزينه‌ی بسيار كرده، اما متأسفانه هيچ بهره‌ای از آن در اجرا نبرده است. با وجود اهميت اين ميزانسن در نمايش‌نامه، در اين بخش از صحنه هيچ اتفاق كليدی‌ای نمی‌افتد. حتا رفت‌وآمدهای نابه‌جای بازی‌گران (كارگران باربر) به عنوان پس‌زمينه، هنگامی كه اتفاق اصلی با حضور بازی‌گران  در لايه‌ی دوم می‌افتد به نوعی كار را از تآتر دور و ذهنيت تماشاگر را معطوف به اتفاقات پس‌زمينه می‌كند. نورپردازی اين بخش از صحنه يكی از شاخصه‌های موفق آن است. بازی خوب و روان نقش كاترين و رودلفو، كه بيش‌ترين حضور را دارند، از ويژه‌گی‌های قابل توجه در اين ميزانسن است.

به هر حال، منيژه محامدی در ارائه‌ی اين تصوير، به‌حق با ميزانسن‌ها و بازی‌گيری‌های مناسب، خوب توانسته است از عهده‌ی اين كار برآيد. جدا از چند اشتباه كوچك در ديالوگ‌ها و نكاتی كه اشاره شد، به نظر اجرای چشم‌اندازی از پل، كار قابل قبولی‌ست.

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.