سال سوم، شماره دو مرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

در اين بن‌بست

در ترجمه‌ی متون تخصصی

تو می‌گويی كه «انقلاب» را ...

باله‌ای از انديشه

مقاومت در وب‌لاگ

ريشه‌ها - داستان پهلوانی (1)

افسرده‌گی

از تناقض‌های مدرن

بر پهنه‌ی فارس

خانواده‌های خود-ويران‌گر

گور مشترك

خلوت

آن ديگری

دو شعر: گم‌گشته و بودن

شب عور

تصورات مبهم من

قصيده‌ی قوس و قزح

پرديتا

به انتظار ...

بهشت

 

 ديگر نوشته‌‌های داود در گذشته:

 مرا بجوی و بخوان

 تك‌درخت

 

دو شعر: گم‌گشته و بودن

داود اصلانی

akhtasa [ @ ] yahoo.com

 

گم‌گشته

 گم شديم

در زمان بی‌انتها

در خويشتن گم شديم

بودن رنج مايه‌ی لحظه است

دل به که سپرده‌ايم

درين وادی وحشت

سزاست ما را بودن

سزاست مردن

 

بودن 

کجايم من،

بر کدامين سرزمين

چنين سخت ايستاده‌ام

و می‌آزمايم

بودن را

هستن را

در ساحلی چنين سرد

می‌نوازم

در رؤيای شبانه

ساز حسرت را؟

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.